تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
در يك عبارت ساده مىتوان گفت چند معنايى يعنى اين‌كه يك واژه بر معانى متعدّدى دلالت نمايد . اين عبارت ساده در درون خود ابهامها و جزئياتى دارد كه اشكالات متفاوتى را به وجود آورده است و زبان‌شناسان تلاش مىكنند تا از همهء شكلهاى چند معنايى اطلاع كامل يابند و از اين طريق به راههاى مشخّصى جهت تحليل معنا يا معانى مشخصى دست يابند كه استنباط و درك آنها بعد از بررسى شيوه‌هاى تحليل زبان‌شناختى معنا ممكن است . بنابراين مىتوانيم بفهميم چرا چند معنايى مانع و عقبه‌اى است كه زبان‌شناس هنگام تحليل با آن مواجه مىگردد و لازم است آن را هموار و بر طرف سازد . « مشكلات عبارتند از : نخست اين‌كه ما قادر به تشخيص همسانى يا چند سانى معانى يك واژه نيستيم و لذا تعيين شمارهء معانى يك واژه از عهدهء ما خارج است ؛ چون هر معنا را نمىتوان به آسانى از معانى ديگر متمايز و مشخص ساخت » « 1 » . اين سخن از مشكلاتى است كه معناشناس با آن مواجه مىشود كه نمونه‌ها و تطبيقهاى زبانىاش را از زبان انگليسى مىگيرد و بعد از آن موضوع سخن را به ناتوانى در تعيين حوزهء آن منتقل مىسازد كه گويى اشكال اساسى در ديدگاه وى به معناشناسى آشكار است ؛ اين مطالب از صفحه‌هاى آغازين كتاب وى هويداست « 2 » . امّا با اين همه مىتوانيم از امور ساده براى شناخت آنچه را كه زبان‌شناسان « چند معنايى » مىگويند ، آغاز كنيم . با مراجعه به فرهنگ اصطلاحات زبان‌شناسى و آوايى ، يكى از زبان‌شناسان معاصر به نام ديويد كريستال ، تقسيم روشنى از دو نوع عمدهء پديدهء چند معنايى به مفهوم عام را به دست مىدهد كه امكان وجود آن در زبانهاى بشرى را با درجات متفاوت و بسته به اختلاف طبيعت و ويژگيهاى اين زبانها ، مىتوانيم تصوّر كنيم .
هامش
( 1 ) - ف . ر . پالمر ، علم الدلالة ، ترجمهء صبرى ابراهيم السيّد ، دار المعرفة الجامعية ، اسكندريه 1995 ، ص 101 . ( 2 ) - همان ، ص 9 .