جوزى ( ت 597 ه ) « 1 » برمىخوريم كه نويسنده در مقدّمهء آن به نقد شيوهء نويسندگان قبل از خود در اين علم مىپردازد و در ضمن خود به تعريف اصطلاح اين علم مىپردازد كه مثل آن را در كتابهاى وجوه و نظاير قبل از او نمىيابيم ؛ ابن جوزى به تفصيل دربارهء روش خود چنين مىگويد :
« وقتى در كتابهاى وجوه و نظاير كه علماى علوم قرآنى نوشتهاند نگريستم ، ديدم كه هر متأخرى از شيوه متقدّمان پيروى كرده است و مقلّدانه و بدون انديشه و بررسى به نقل آنچه كه نقل كردهاند ، پرداخته است . . . » « 2 » .
« آنچه كه دانشمندان در نگارش كتابهاى وجوه و نظاير قصد كردهاند تا خواننده را با اين نظاير ( واژهها ) آشنا سازند ، اين است كه معانى آن مختلف است و مراد از اين واژه همان مراد از واژهء مشابه ديگر نيست و نويسندگان وجوه و نظائر نيز آن واژهاى را ذكر كردهاند كه معناى آن در همهء مواضع يكى است . مثل بلد و قريه و مدينه و رجل و انسان و امثال آن ؛ امّا بلد در اين آيه غير از آن است كه در آيهء ديگر قصد شده و قريه غير از قريهاى است كه در آيهء ديگر آمده ؛ به اين شيوه گام در گام وجوه و نظاير حقيقى نهادهاند ؛ لذا به اين نتيجه رسيدم كه همين اسم را چنانكه آنها ذكر كردهاند ، ذكر كنم كه بيشتر آنها قصد كثرت وجوه و ابواب را نمودهاند و سخنان متناقض و عجيبى آوردهاند . مثلا برخى از آنها گفتهاند : باب الذريّه و در آن آوردهاند
( ذَرْنِي )
« 3 » و
( تَذْرُوهُ الرِّياحُ )
« 4 » و
( مِثْقالَ ذَرَّةٍ )
« 5 » . و برخى گفتهاند : باب الرّبا و در آن آوردهاند
( أَخْذَةً رابِيَةً )
« 6 » ،
( رِبِّيُّونَ )
« 7 » ،
( رَبائِبُكُمُ )
« 8 » و
( جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ )
« 9 » . تناقضهاى آنها از اين دست فراوان است و وقتى كه انسان انديشمند به آنها مىنگرد ، به شگفت مىآيد . من در اين كتاب
هامش
( 1 ) - محى الدين يوسف بن ابى الفرج الجوزى القرشىّ البكرى الحنبلى ، استاد دار الخلافة ( ت 656 ه ) . ر . ك : سير اعلام النبلاء ، ج 23 ، ص 372 .
( 2 ) - ابن جوزى ، نزهة الاعين ، ص 81 .
( 3 ) - مدثر ( 74 ) ، آيهء 11 .
( 4 ) - كهف ( 18 ) ، آيهء 45 .
( 5 ) - زلزال ( 99 ) ، آيهء 7 و 8 .
( 6 ) - حاقه ( 69 ) ، آيهء 10 .
( 7 ) - آل عمران ( 3 ) ، آيهء 146 .
( 8 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 23 .
( 9 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 265 .