اين تقسيمبندى درست نيست مگر اينكه بگوييم اتباع و اتّباع به يك معنا مىباشد » « 1 » .
بنابراين وى با اين جملهء اخير هر آنچه را كه در باب دو وجه اين واژه گفته ، رد نموده است ؛ اما چرا ابن جوزى واژگان وجوه را وقتى به گزينش مىپردازد ، حذف نكرده است و اين مثال شامل دو فصل مختلف « أتبع يتبع و اتّبع يتّبع » مىگردد و تعدّد ، تنها در دو ساخت متّحد الشكل و مختلف المعانى مىباشد .
در باب « أذان » همچنين چيزى را مىبينيم كه مىگويد : « أذان ، ندايى است كه مراد از آن اعلام كردن منادى به مراد و مقصود آن است و از جمله براى نماز مىباشد و هرگاه منادى به شنيدن و لبيكگويى متمايل مىشود ، گفته مىشود : قد أذن .
از جمله در آيه
« أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ »
« 2 » ، مراد « استمعت » مىباشد و در حديث پيامبر ( ص ) « ما أذن اللّه لشىء ما أذن لنبىّ يتغنّى بالقرآن يجهر به » ، يعنى ما استمع . مفسّران گفتهاند كه « أذان » در قرآن بر دو وجه آمده است :
1 - ندا ، در آيهء
« فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ »
« 3 » . و در آيهء
« ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ »
« 4 » . و در
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ »
« 5 » .
2 - إعلام ، در آيهء
« وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ »
« 6 » . و
« قالُوا آذَنَّاكَ ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ . . .
« 7 » سپس در ادامه مىگويد : « اين دو وجه را مىتوان يك وجه به شمار آورد و لذا تقسيم كردن درست نيست » « 8 » .
بدين ترتيب مىبينيم ابن جوزى بسيارى از گونهها را پس از ذكر آنها ، نقد مىكند ؛
هامش
( 1 ) - همان مرجع ، ص 85 و 86 .
( 2 ) - انشقاق ( 84 ) ، آيهء 2 . و پروردگارش را فرمان برد و چنين سزد .
( 3 ) - اعراف ( 7 ) ، آيهء 44 . پس آوازدهندهاى ميان آنان آواز درمىدهد كه لعنت خدا بر ستمكاران باد .
( 4 ) - يوسف ( 12 ) ، آيهء 70 . سپس [ به دستور او ] نداكنندهاى بانگ درداد : اى كاروانيان قطعا شما دزد هستيد .
( 5 ) - حج ( 22 ) ، آيهء 27 . در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور .
( 6 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 3 . و اين آيات اعلامى است از جانب خدا و پيامبرش .
( 7 ) - فصّلت ( 41 ) ، آيهء 47 . مىگويند : با بانگ رسا به تو مىگوييم كه هيچ گواهى از ميان ما نيست .
( 8 ) - همان مرجع . ص 88 .