شايد مطلب هنگام تفسير يا نوشتن بر او اشتباه شده باشد ، چون درپى تفسير اين دو آيه به تفسير آيهء سوره أعراف هم اشاره داشته كه در آنها حسنه را به حاصلخيزى و سيّئه را به خشكسالى تفسير نموده كه بخشى از بافت سخن دربارهء ابتلاى فرعونيان به خشكسالى و كمبود محصول مىباشد . چون بافت موضوعى كه اين در آن آمده ، روشن است و براى تخصيص به خشكسالى و حاصلخيزى در آنجايى ندارد و اگر آن را به مرگ و زندگى يا شكست و پيروزى تخصيص ندهيم ، آن را عام باقى مىگذاريم تا بر عموم معنا و بر تمام خير و شر دلالت كند و به هيچ حادثهاى مقيّد نباشد تا از آن ناتوانى آنها از ايمان به قدر مطلق فهميده شود : « لا يكادون يفقهون حديثا » .
اما ورود معناى حاصلخيزى و قحطى محلى ندارد و گمان مىكنيم تنها از زبان ابن قتيبه هنگام تفسير و نوشتن بيان شده است . پس حاصل معناى آيه بههرحال پيرامون عدم ايمان اين قوم به قدر دور مىزند ؛ تا آيهء
« قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
متن صريحى براى شرح حكم در باب خير و شرّى باشد كه به آدمى مىرسد . اين همان قدرى است كه ايمان به آنچه كه به ما مىرسد ، واجب است ؛ اين يكى از اركان ششگانه ايمان است كه به زبان ديگر در حديث معروف و صحيح آمده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - بخارى از ابو هريره روايت مىكند كه روزى پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در ميان مردم بود و جبرييل نزد او آمد و گفت : [ اى پيامبر ] ايمان چيست ؟ فرمود : اينكه به خدا و فرشتگان و ديدار او و رسولانش و رستاخيز ( در روايت ديگر به تقدير الهى ، خير و شر آن ) ايمان آورى . پرسيد : اسلام چيست ؟ فرمود : آن است كه خدا را بپرستى و براى او شريك قائل نشوى و نماز بخوانى و زكات واجب را بپردازى و در رمضان روزه بگيرى . پرسيد : احسان چيست ؟ فرمود : خدا را به گونهاى عبادت كنى كه گويى او را مىبينى ، اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند . پرسيد : قيامت كى است ؟ فرمود :
آنكه از او مىپرسى داناتر از پرسنده نيست ولى تو را از شرايط آنآگاه خواهم ساخت . آنگاه كه كنيزان زياد گردند و آميزش با آنان به وفور رسد و زمانى كه شترچرانان سيه چرده به اصل خويش تفاخر كنند و بر ديگران فخر فروشند .
آگاهى به هنگام روز قيامت يكى از پنج اصلى است كه آن را كسى جز خدا نمىداند . آنگاه پيامبر آيهء« إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ »[ آگاهى به روز قيامت مخصوص خداوند است ] را تلاوت فرمود . آنگاه آن پرسشگر رفت و پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود او را بازگردانيد ، ولى ياران پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) اثرى از او نيافتند . حضرت فرمود : او جبرييل بود كه دين مردم را به آنان مىآموزاند . ابو عبد اللّه بخارى مىگويد : پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) اين پنج مورد را از پايههاى ايمان دانسته است .