تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها »
« 1 » . بافت واژهء حسنه و سيّئة در همهء اين آيات ، از لفظى كه دلالت آن با وجهى كه اين دو واژه فهميده مىشوند - بنا به تحديد ابن جوزى - خالى نيست . موضوع آيات مذكور در وجه نخست ، توحيد و شرك ، دروغگويان و مؤمنان و ديدار با خداوند در جهان آخرت مىباشد . آن‌جا كه به پيروزى و شكست تفسير شده‌اند ، بافت ، بافت سخن در باب قتل و جنگ و هراس مردم از آن است . اما در آيه‌اى كه به معناى باران و خشكسالى تفسير شده است ، بلافاصله سخن دربارهء ابتلاى فرعونيان به قحطسالى و كمبود محصول مىباشد . وجه چهارم ، سلامتى و بلاست و هيچ اشارهء زبانى در بافت وجود ندارد كه بر اين معنا دلالت كند امّا بافت موضوع در باب جدال كافران با پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) است ، يعنى اگر عذابى كه ما را به آن تهديد مىكند ، نشان دهد :
« وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ »
« 2 » . يعنى همان امّتهايى كه خداوند آنها را به گناهشان از بين برده است . اما وجه پنجم كه سخن نيكو و سخن زشت است ؛ اين دو لفظ در شواهد وى بخشى از بافت سخن در باب عمل مؤمنان است كه وقتى بيهوده بودن سخن را شنيدند . آيهء دوم مسبوق به آيهء
« وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ »
« 3 » است كه تكميل دهندهء آيهء بعدى است :
« وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ »
. علىرغم تشابه بافت زبانى دو لفظى كه براى وجه نخست و وجه اخير مثال آورده شده ( من جاء بالحسنة » و « من جاء بالسيّئة » ) ، اين تشابه بر تفسير دلالت و معنا جريان
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) ، آيهء 160 : هركس كار نيكى بياورد ، ده برابر آن [ پاداش ] خواهد داشت ، و هركس كار بدى بياورد ، جز مانند آن جزا نيابد و بر آنان ستم نرود . ( 2 ) - رعد ( 13 ) ، آيهء 6 : در صورتى كه چه عقوبت‌ها بر امتان كافر گذشته رسيد . ( 3 ) - فصّلت ( 41 ) ، آيهء 33 : در جهان آن كس كه خلق را به سوى خدا خواند و نيكوكار گرديد و گفت كه من تسليم خدايم كدام كس بهتر و نيكو گفتارتر است ؟