آزمايش قرار نگرفت . در پى پژوهش و بررسى مبانى مشخّصى از حدود رابطه بين زبانشناس و متن قرآنى است ؛ حدودى كه از « آزادى قرائت » و « واقع گرايى علم » نمىكاهد و با قداست و پاكى يك متن الهى كه بايد حفظ گردد ، برخوردى ندارد و مسؤول حفظ هر دو براى مفسّر است كه از فهم آنچه كه حقايق زبانى بر آن دلالت دارد ، منحرف نگردد .
مشاهدهء پديدههاى زبانى و دلالتهاى عميق واژگان و روابط آنها ، با رويكردى در جهت رفع ابهام ناشى از تعدّد معانى و دلالت را چه چيز مىتواند از آن پرده بردارد و به آن جهت سوق دهد ؟ معيارى كه زبانشناسى در هنگام داورى ، از خطر گم كردن راه به سوى « قصد گوينده » باز مىدارد ، كدام است ؟
اينها پرسشهايى است كه اين پژوهش در پى پاسخ گويى به آنهاست و در نتيجه اشكال ، بيش از پيش ، در آغاز پرداختن به نخستين پرسشها واضح و روشن گردد .
اين تجربه ، علم وجوه و نظاير را زمينهء مناسبى براى خود يافت .
اين دانش ، در عصر پايههاى نخستين تدوين علوم اسلامى به وجود آمد كه بيشتر آن در بررسى باب دلالت و مشكلات ناشى از آن ظهور يافت .
تاريخ نخستين نوشتهها در اين باره به قرن اول و دوم بازمىگردد و آنگاه در قرن چهارم و پنجم گسترش يافت و مطالب آن فراوان گشت و شيوههاى تأليف وضع بهترى به خود گرفت . سپس در قرنهاى اخير به صورت بخشهايى در دائرة المعارفهاى جامع علوم قرآنى به ما رسيد .
اين كتابها ما را با علم وجوه و نظاير آشنا گرداند ؛ دانشى كه به ظهور لفظ واحد با معانى متعدّد در قرآن مىپردازد و از سياق اين گونه از واژگان ، نمونههايى براى اين معانى متفاوت به نام وجوه واژه برگرفت و واژه در يكى از سياقها ، نظيرى در سياقهاى ديگرى كه آن واژه آمده است ، به شمار مىرود .
چگونه رويكرد معنا و تعيين دلالت در هر موضع يا سياق تعيين مىگردد كه
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٢