اين معنا - نه ديگر معانى - از وجوه احتمالى آن مىباشد ؟ پاسخ اين پرسش را كتابهاى وجوه و نظاير ندادهاند ؛ آن كتابها تنها به گردآورى واژگان و ذكر معانى گوناگون و سياقهاى آن بسنده كردهاند .
امّا كتابهاى تفسيرى پر است از اختلافنظرهايى پيرامون توجيه بسيارى از اين واژگان متعدّد المعنى .
در اوقات بسيارى ، « اشارههاى سياقى كلام و دلايل آن » نقش زيادى در توجيه نمودن انديشهء مفسّر داشت كه بيان صريحى از آن دارد و يا به آن اشاره مىكند ؛ امّا تأثير آن در نهايت روشن و واضح است . زبانشناسان اين نوع از واژگان زبان را مشترك لفظى مىنامند ؛ چون لفظ ، ميان چند معنا مشترك است و گاهى بين آنها رابطهء معنايى روشنى هست و گاهى نيست .
هر آنچه كه به دلالتهاى اين واژگان استدلال مىشود ، شيوهء استعمال عرب در آن موارد است . واژگان وجوه قرآنى - چنانكه از خلال اين كار روشن خواهد شد - همان واژگان « مشترك » نيستند ، امّا گاهى چنين مىباشند .
در بسيارى از اوقات ، علّت بيان تعدّد دلالتها ، همان كاربرد قرآنى است كه آنها را در بافتهاى فكرى و اجتماعى - كه با آنچه درگذشته بود ، متفاوت است - قرار مىدهد و لذا صبغهء جديدى را با خود مىآورد كه حوزههاى معانى را يا گسترش مىدهد يا محدود مىسازد و يا تغيير ايجاد مىكند و بدين ترتيب واژگان وجوه پديد مىآيد نه آنچه را كه زبانشناسان اشتراك لفظى مىنامند . اين واژگان معانى تازهاى را وارد مىسازند و تفسير و علوم اسلامى با بحثهاى متفاوتى كه دارند ، نوشته مىشوند ؛ اختلاف معانى ، سرچشمهء اشكال يا موضوع آن در بسيارى از مسائل كتابهايى كه به اين امور مىپردازند مىباشد ؛ مانند : فقه ، انواع قرائت و ديگر علوم عربى همچنين تعدد دلالت همان موضوع اشكال در بسيارى از مباحث زبانشناسى و نوشتههايى در اين باب مثل مباحث اشتراك لفظى ، اضداد ، ترادف و ديگر شاخههاى زبانشناسى بوده است .
واژگان وجوه قرآنى - واژگان مشكل - به تدريج به متون زبانى راه يافت كه
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٣