تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
اين واژگان به‌طور يكسان با بار معنايىشان در بافت قرآنى و كاربرد عرب نخستين ، عرضه شده‌اند . اين پژوهش تلاش دارد تا به كليدهاى دنياى واژگانى قرآنى با دلالتهاى متعدّد و متداخل دست يابد و برخى از واژگان وجوه قرآنى را نمونه‌هايى براى تطبيق و تحليل معناشناسى برگيرد . در اين راستا به ملاحظهء پديده‌هاى زبانى در بافت ، تأثير بافت فكرى - اجتماعى - اسلامى و تأثير بافت كاربرد عام قرآنى بر مفسّران در گزينش و تعيين دلالتهاى اين واژگان پرداخته مىشود . همچنين در رويكرد انديشهء نويسنده براى فهم روابط متداخل بين اين واژگان و برخوردهاى آنها با هم و تأثير حركت غير مرئىشان پيرامون برخى ديگر ، به خاطر تشكيل دلالت زبانى در شكل نهايى و پيچيدهء آن ، توسّل جسته مىشود . مرحلهء بعد به كار بستن تجربهء تحليل دو بافت زبانى و غير زبانى بر روى تعدادى از واژگان وجوه در دو كتاب در حوزهء زبان‌شناسى و علوم قرآنى است . با توجه به ميزان به كارگيرى اين تجربه ، حقايق زبانى ، تاريخى و تطبيقى ديگرى كشف شده‌اند كه در مقدمهء آن اهميّت نقش بافت و تأثير آن در تعيين دلالتهاى زبان و انحراف آن از جهتى به جهت ديگر مىباشد و گاهى با ظاهر امر چنان مغايرتى دارد كه بافت ، ما را به ابعاد آن هدايت مىكند . مفهوم بافت در اين كتاب تنها در حدود بافت زبانى متن محدود نمىشود ؛ بلكه از اين حدود فراتر مىرود تا بافت غير زبانى را كه در زبان تأثيرگذار است ، دريابد . اين بافت غير زبانى در بافت فرهنگى عام متجلّى است كه تركيب زبانى را نظم مىبخشد و بيانگر انديشه و باورهاست . همچنين در آنچه كه خواننده از دلالتهاى بافت موضوعى موضعى كه تركيب زبانى در آن شكل گرفت در مىيابد و عاطفه‌اى كه آن را احاطه نموده و مستقيما بر گزينشهاى زبانى متكلّم و انتخابهاى مخاطب به‌طور يكسان تأثير گذار است ، متجلّى مىگردد .