وقتى زبانشناس به تفسير متون مىپردازد و از اين حقايق آگاه مىباشد ، مىتواند در ژرفاى معانى راه يابد و از تأثيرپذيرى انديشههاى خارج از بافت انديشهء متن و مفاهيمى كه زبانش از آن برمىانگيزاند ، در امان باشد ؛ به شرطى كه انديشهء خاص وى - وابسته به انديشهء زبان - موضوع بررسى يا تحليل وى نباشد .
فهم متون با تحليل بافتهاى آن ، تجربهء زبانى به مفسّر عمق مىبخشد و رابطه وى را با دنياى متن و دنياى زبان بيشتر مىكند و به نتايج معناشناختىاى سوق مىدهد كه ميل به اعتماد و وضوح دارد و از گرايش به انديشهء عدم تأكيد و عدم امكان تعيين دور مىگردد كه نزد بسيارى از جريانهاى زبانشناسى معاصر رواج دارد و مانع حركت و پيشرفت آن در پرداختن به تطبيق نظريه مىگردد .
اميد اين اثر آن است كه تجربه و نتايج قابلملاحظهاى را با آزمون مجدّد آن به قصد هموارسازى راهى كه پيوسته دشوار بوده است ، ارائه نمايد . هموارسازى آن براى بررسى زبانشناختى ما را بر تعامل با زبان قرآنى با ديدگاهى ژرف ، صادق و روشن يارى مىنمايد .
و لله المنّة و الفضل ، من قبل و من بعد .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٥