بيم داشتن بر وقوع حادثه مقدم است و همراه آن نيست ؛ لذا واژهء خوف در اينجا ايجاد مشكل كرده و به علم تفسير شده است ؛ علم هم به امورى است كه واقع شدهاند نه به آنچه كه واقع خواهد شد . چنانكه در آيهء
« إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ »
« 1 » بيان كردهايم . اما تركيب بافت در اينجا بر عكس تركيب بافت در آيهء
« فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً »
مىباشد . بهطورى كه امر مورد ترس ( مفعول خوف ) در آيهء 229 بقره چيزى است كه هرگز واقع نشده است و لذا جايز نيست كه در اينجا به علم تفسير شود ؛ درحالىكه در آيهء 182 بقره امر واقع شده است و جايز است كه به علم تفسير شود و همچنين جايز است كه به معناى بيم امر مكروه و ناپسند تفسير گردد ، چنانكه ابو حيّان آن را بيان كرده است و استناد هر يك از دو نظر و ردّ بر آن را توضيح داده است .
چه بسا گزينش لفظى كه چند معنا دارد مثل ( خاف ) از ميان الفاظى كه پيرامون معناى آن اختلافنظر نيست ، گزينشى از سر قصد باشد ؛ چون اين آيه از آيات احكام است و احكام - مثل تمام قرآن - براى همهء حالتها قابل گسترش و تطبيق است . ابو حيّان در توجيه هر يك از دو رأى - پيرامون معانى لفظ - حالات متعدّدى را ذكر كرده است ؛ گويى مصلح حاضر است و در حال نوشتن وصيّت مىباشد و يا اينكه وصيّت تمام شده است امّا امكان اصلاح آن همچنان باقى است . چه بسا - از سر تأكيد - حالات ديگرى هم به وجود آيد و شايسته است كه واژگان اين گسترش معنايى را داشته باشند ؛ شايد اين يكى از اسرار گزينش واژگان در قرآن كريم باشد .
اما آيهء دوم :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً »
« 2 » نخستين چيزى كه جلب توجه مىكند ، تكرار صيغه در همين آيه است :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا »
و
« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا »
.
چرا دانشمندان آيهء نخست را به معناى علم تفسير نكردهاند و آيهء دوم را به اين معنا تفسير كردهاند ؟ « 3 »
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 229 : مگر آنكه [ طرفين ] در به پا داشتن حدود خدا بيمناك باشند .
( 2 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 3 : و اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيمناكيد ، هرچه از زنان [ ديگر ] كه شما را پسند افتاد ، دودو ، سهسه ، چهار چهار ، به زنى بگيريد . پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد ، به يك زن اكتفا كنيد .
( 3 ) - ر . ك : متن ابن جوزى كه در ابتداى اين فصل آمده است .