حقيقت آن است كه در الفاظ آيه نشانهء معنايى قوى وجود ندارد كه به درجهاى برسد تا دليلى بر ترجيح معناى خوف در لفظ « رجاء » باشد . امّا علىرغم اين ما نمىتوانيم نسبت به نقش بافت موضوعى كه بخشى از شكلگيرى مفهوم بافت مىباشد ، خود را به غفلت بزنيم .
اگر بافت خطاب در اينجا همان موضوع ديگر بافتها باشد كه لفظ در آن ذكر شده و با آن دلايل لفظى يا معنوى همراه باشد كه به فهم معناى خوف - با توجّه به آنچه از قرائت آيات بيان كرديم - منجر گردد ؛ در هر حال اينجا اين مطلب ما را به ترجيح دادن معناى خوف در فهم لفظ سوق مىدهد .
از خلال قرائت آيه پيشين كسانى كه روز رستاخيز را باور ندارند ، ( لا يرجون نشورا ) گروه خاصّى از كافران را مىبينيم كه قرآن ايشان را به ويژگيها و موضوعهايى اختصاص داده است كه با آنها ذكر مىشود و ويژگيهاى خاصى براىشان آورده كه از ديگر گروههاى بشرى متمايز هستند ، گروههايى كه قرآن به بيان جزئيات آنها پرداخته است .
ويژگيهاى آنها به قرار زير است :
1 - ذكر آنها در بافتهاى موضوع قيامت ( بافت كاربرد لفظ در اين تركيب )
2 - وصف آنها به صفاتى از قبيل تكبّر و سركشى و طغيان .
3 - مجادلهء با پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) با درخواستهايى از باب تحدّى با رسالت و قدرت وى .
4 - إنكار آيات خداوند و بىاعتنايى نسبت به آنها .
آيهء هفتم از اين مجموعه ما را در برابر چيزى مشابه مىافكند كه نمىتوان در آن به ترجيح دادن يكى از دو معنا بر ديگرى حكم كرد ، امّا موصوف به عدم « رجاء » در مقابله با مؤمنان به كافر شدن آنها منجر مىگردد ؛ امّا در هر حال دليل و يا نشانهاى كافى وجود ندارد كه ما را به رأى قطعى بكشاند ؛ پس آيه را در بافت آن مطالعه مىنماييم :
« قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ . مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ »
« 1 » .
هامش
( 1 ) - جاثيه ( 45 ) ، آيهء 14 و 15 : به كسانى كه ايمان آوردهاند بگو تا از كسانى كه به روزهاى [ پيروزى ] خدا اميد ندارند درگذرند ، تا [ خدا هر ] گروهى را به [ سبب ] آنچه مرتكب مىشدهاند به مجازات رساند . هركه كارى شايسته كند ، به سود خود اوست و هركه بدى كند ، به زيانش باشد . سپس به سوى پروردگارتان برگردانيده مىشويد .