تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
به منزلهء فضاى متنوّع و ترسناك و متناقض با فضاى متنوّعى به نظر مىآيد كه بيانگر حال نخستين آنهاست وقتى كه به اين ديدار اميد ندارند و مىگويند « لو لا أنزل علينا الملائكة » ؛ و با اين سخن‌شان بسيار استكبار مىورزند : « عتوا عتوّا كبيرا » . چنان‌كه در اين آيات نشانه‌هاى موضوعى ديگرى وجود دارند و آن تقسيم مردم به دو گروه
« الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا »
در برابر « أصحاب الجنّة » ، كسانى كه از جايگاه نيكو و شايسته بهره‌مند خواهند شد ، مىباشد ؛ كسانى كه به نظر مىرسند - با تمامى بافتهاى موضوعى مشابه با هم - همان كسانى باشند كه « الّذين لا يرجون لقاء اللّه » ؛ چنان‌كه براى بافتهاى پيشين همان ساختها دلالت دارند . آيهء
« إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً »
« 1 » ، اين آيه بخشى از بافت موضوعى عامى است كه با تفاوت در مواضع كم و زياد نمودن وصف و همچنين تقسيم مردم در قيامت به دو گروه ، به بافت پيشين شبيه است ؛ يكى از آن گروهها ، گروهى است كه « لا يرجون حسابا » . و در آيهء
« إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً . يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً »
« 2 » آمده است . ابتدا روز قيامت است ؛ روزى كه براى مردم تعيين شده است كه گروه گروه مىآيند تا اين گروهها بعد به دو گروه تقسيم شوند . يكى از آنها در جهنم :
« إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً . لِلطَّاغِينَ مَآباً . لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً . لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً . إِلَّا حَمِيماً وَ غَسَّاقاً . جَزاءً وِفاقاً . إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً . وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً »
« 3 » . علّت همهء اين عذابى كه آنها را تهديد مىنمايد ، بىتوجّهى آنها به روز بازخواست و تكذيب آيات خداوند است ؛ اين عذاب همان پاداش عادلانه است « جزاء وفاقا » كه با آن گناه مساوى مىباشد و لذا اين گناه نمىتواند گناه عدم انتظار رحمت خداوندى باشد مگر اين‌كه
هامش
( 1 ) - نبأ ( 78 ) ، آيهء 27 : آنان بودند كه به روز حساب اميد نداشتند . ( 2 ) - همان ، آيهء 17 و 18 : قطعا وعده‌گاه [ ما با شما ] روز داورى است ؛ روزى كه در « صور » دميده شود و گروه گروه بياييد . ( 3 ) - نبأ ( 78 ) ، آيات 21 تا 28 : [ آرى ] ، جهنّم [ از ديرباز ] كمينگاهى بوده كه براى سركشان ، بازگشتگاهى است . روزگارى دراز در آن درنگ كنند . در آن‌جا نه خنكى چشند و نه شربتى ، جز آب جوشان و چركابه‌اى كيفرى مناسب [ يا جرم آنها ] . آنان بودند كه به [ روز ] حساب اميد نداشتند و آيات ما را سخت تكذيب مىكردند .