هَباءً مَنْثُوراً . أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا . وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ وَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِيلًا . الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً . وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا »
« 1 » .
در اين آيات چند نشانهء لفظى به معنايى وجود دارد كه ممكن است بىتوجّهى يا نترسيدن در فاعل فعل منفى « لا يرجو » باشد ؛ اين نشانهها همان الفاظى هستند مثل « استكبروا » و « عتوا » كه در جملهء تفسيرى جملهء « و قال الّذين لا يرجون لقاءنا . . . » آمدهاند ؛ پس صفات استكبار و گردنكشى در صاحب آن نترسيدن از آن اشيا را به دنبال دارد كه بر آنها استكبار مىورزد و يا حداقل تظاهر به بىتوجّهى است كه خود نوعى دفاع از موقعيّتى عليه ديگرى مىباشد .
با دقّت و پيگيرى بافت به نوعى از عكسالعمل نسبت به اين دفاع پنهان را مىبينيم كه توصيف حال آنهاست و اميد ندارند كه در چنين موقعيّتى كه به آن توجه ندارند و يا از آن بيم ندارند ، باشند ؛ اين حالت در عباراتى چون « لا بشرى يومئذ للمجرمين » و « و كان يوما على الكافرين عسيرا » و « يعضّ الظّالم على يديه » نمايان است ؛ جملههايى كه به بيان احوالى مىپردازد تماما با حال انسان غير ترسو يا بىتوجّه در تناقض است ؛ علاوه بر جملههاى ديگرى كه به توصيف آزار آنها به عنوان پاداش عملكرد آنها مىپردازد ، عبارت « و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلناه هباء منثورا » ذكر شده است .
آنچه كه در اين جمله آمده است - در هر حال - با جملهء « لا يرجون لقاءنا » در تضاد است و به ذهن معناى ترس را در لفظ « رجاء » ، بنابر قاعدهء تداعى اضداد متبادر مىكند ؛ چون
هامش
( 1 ) - فرقان ( 25 ) ، آيات 20 تا 27 : و پيش از تو پيامبران [ خود ] را نفرستاديم جز اينكه آنان [ نيز ] غذا مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند و برخى از شما را براى برخى ديگر [ وسيلهء ] آزمايش قرار داديم . آيا شكيبايى مىكنيد ؟ و پروردگار تو همواره بيناست . و كسانى كه به لقاى ما اميد ندارند ، گفتند : چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند يا پروردگارمان را نمىبينيم ؟ قطعا در مورد خود تكبّر ورزيدند و سخت سركشى كردند . روزى كه فرشتگان را ببينند آن روز براى گناهكاران بشارتى نيست و مىگويند : دور و ممنوع [ آيد از رحمت خدا ] . و به هرگونه كارى كه كردهاند مىپردازيم و آن را [ چون ] گردى پراكنده مىسازيم . آن روز ، جايگاه اهل بهشت بهتر و استراحتگاهشان نيكوتر است . و روزى كه آسمان با ابرى سپيد از هم مىشكافد و فرشتگان نزول يابند . آن روز فرمانروايى به حق ، از آن [ خداى ] رحمان است و روزى است كه بر كافران بس دشوار است .