از باب مجاز ، و دليلى هم براى تأويل ندارد تا زمانى كه متن احتمال وجه بهترى دارد .
البتّه متن متضمّن اشارهء لفظى ديگرى است كه در آن تعليلى ضمنى براى اين عذاب مىباشد كه همان « للطّاغين مآبا » است ؛ پس انتخاب واژهء طغيان به منزلهء توصيفى براى آنها دربردارندهء توجيه و تعليلى پنهان در تركيب با ادات ربطى دالّ بر سببيّت است مثل « فاء » ، « لام » يا « لأن » و يا ترتيب جملهها دال بر تعليل مىباشد . مثل « جزاء وفاقا » كه مفعول لأجله باشد و يا جملهء « إنّهم كانوا لا يرجون حسابا » كه جملهء تفسيرى است همين گزينش با تضاد معناى خوف و آگاهى به آن ، نشانهء ديگرى به سوى خوف و ترس مىباشد كه در سورهء يونس هم به كار رفته است و همين ارزش معنايى را افاده مىكند ؛ آنجا آمده است « لا يرجون » .
آيهء
« وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً . وَ إِذا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَ هذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا »
« 1 » ، جملهء نفى « رجاء » اينبار پاسخ پرسشى است كه ناچيز شمردن آنها يعنى فاعل « رجاء » به گروهى قبل از آنها در بافت ديگرى كه « يمرّون عليها مصبحين » زشت مىشمارد .
حقيقت آن است كه فهم لفظ در اينجا از اين آيه آغاز نمىشود بلكه با چند آيهء قبل از آن آغاز مىگردد و حتى به آيهء 21 بازمىگردد كه « لا يرجون لقاء اللّه » را آورده است ؛ چنانكه اين وصف را با تحليل قبلى بررسى كردهايم و در نهايت به توصيف وضع كافران در روز قيامت پرداخته است و شكايت پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و گواهى ايشان براى خداوند
« وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً »
« 2 » براى اين آمده است تا به توصيف كافران با ذكر احوالشان و راههايى را كه براى مخالفت با دعوت رفتهاند ، اعاده كند .
« وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا »
« 3 » .
هامش
( 1 ) - فرقان ( 25 ) ، آيهء 40 و 41 : و قطعا بر شهرى كه باران بلا بر آن بارانده شد گذشتهاند ؛ مگر آن را نديدهاند ؟ [ چرا ] ولى اميد به زندهشدن ندارند . و چون تو را ببينند ، جز به ريشخندت نگيرند [ كه : ] آيا اين همان كسى است كه خدا او را به رسالت فرستاده است ؟
( 2 ) - همان ، آيهء 30 : و پيامبر گفت : پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند .
( 3 ) - همان ، آيهء 32 : و كسانى كه كافر شدند ، گفتند : چرا قرآن يك جا بر او نازل نشده است ؟ اين گونه [ ما آن را به تدريج نازل كرديم ] تا قلبت را به وسيلهء آن استوار گردانيم و آن را به آرامى [ بر تو ] خوانديم .