همّت آمده است كه تنها در بافت تشويق و بشارت مىآيد .
ابو حيّان مىگويد « 1 » : « آنگاه آنها را بر طلب قوم تشويق نمود و حجّت را بر آنان ملزم نمود ؛ چون در آنها درد مشترك وجود دارد و بر آنان زيادتى داريد و آن اينكه از خداوند اميد پاداش و اظهار دينش به وعدهء راستين وى داريد ولى آنان اميدى ندارند ؛ پس شايسته است كه از آنان شجاعتر و از ترس دور تر باشيد . اگر آنان بر دردها و زخمها و كشتهشدن صبور باشند و حال آنكه اميدى به پاداش آخرت ندارند ، پس شما شايستهتريد به صبر كردن » .
در ادامه مىگويد : « رجاء » در اينجا به معناى اصلى خود آمده است ؛ و گفته شد :
معناى آن خوفى است كه از عذاب خدا مىترسيد و آنها نمىترسند . مثل عبارت « اذا لسعته النّحل و لم يرج لسعها » . يعنى نمىترسد . فرّاء مىپندارد « رجاء » تنها با نفى به معناى خوف مىباشد و لذا گفته نمىشود : « رجوتك » به معناى « خفتك » .
امكان ندارد - چه قاعده فراء را بپذيريم - و چه نپذيريم - « رجاء » را در اينجا به معناى خوف تفسير كنيم ، چون هنگام تشويق جايى براى ترس و خوف نيست و گرنه هدف تشويق از بين مىرود ؛ چون چگونه انسان كسى را به چيزى تشويق مىكند كه آن را با ترس از چيز ديگر به ياد آورد ؛ بهويژه اينكه انگيزههاى تمايل در چيزى و عشق و علاقه در انسان براى نفس بشرى از انگيزههاى ترس و بيم بهتر است ؛ بدون شك خداوند براى لشكريان خود بهترين وضع و بالاترين آن را برمىگزيند ، نه پستترين آن را .
آيهء ششم
« إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ »
« 2 » .
اين آيه ما را به نقش مفعول در تعيين دلالت بازمىگرداند ؛ آيا مىتوان به سادگى در اين آيه « يرجون » را به « يخافون » عوض كنيم ؟
هامش
( 1 ) - البحر المحيط ، ج 4 ، ص 54 و 55 .
( 2 ) - فاطر ( 35 ) ، آيهء 29 : در حقيقت كسانى كه كتاب خدا را مىخوانند و نماز را برپا مىدارند و از آنچه بديشان روزى دادهايم ، نهان و آشكارا انفاق مىكنند ، اميد به تجارتى بستهاند كه هرگز زوال نپذيرد .