الف : س + ص - ط ب : س + ء - ط
اگر ( ص ) رمز فعل ( يخرصون ) باشد و معناى « يخرصون » هم معلوم باشد و ( ء ) هم رمز ظن باشد و ظن هم معناى نامشخص داشته باشد ( از جهت شيوع دلالت آن بين مجموعه گونههاى مشهور ) و اسلوب مكرر همين معادله با تركيب الف و ب باشد ، لازمهء اين رابطه آن است كه ء - ص باشد ؛ يعنى دلالت و معناى ظن از دلالت تخرّص ( تخمين زدن ) دور است ؛ به اين اعتبار كه وجه مشترك هر دو ، عدم تحقّق يعنى شك مىباشد .
تكرار سبك نوعى تداعى بافتها را ايجاد مىنمايد و برخى دلالتها ، برخى ديگر را تقويت مىكنند و يا دلالت يكى از سبكها را كه به دلالت برخى ديگر از ترديد در ترجيح دادن احاطه دارند ، كمك مىنمايند و بافتهايى چون
« إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ
وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً »
به هم پيوند مىخورند ؛ حوزههاى معنايى و موضوعى نزديك به هم ، به يكديگر پيوند مىخورند و معناى ظن در آن تقريبا از شك و اعتقاد نادرست خارج نمىشود .
قسم دوم
اما قسم دوم ، نوع دلالتها و نشانههاى زبانى در آن متفاوت است و غالبا از بافت موضوعى آيات كمك مىگيرد ؛ لفظ « ظن » در آن بخشى از بافت موضوعى است كه تمام جزئيات آن با وجه ديگرى از وجوه اين لفظ هماهنگ نيست و يا با وجه شك ، نقيض يقين بيشتر از ديگر وجوه تناسب دارد .
گاهى در برخى از اين آيات اشاراتى لفظى در همين بافت مىيابيم كه در اين ترجيح دادن سهيم است .
در همين قسم ، نوع ديگرى از نشانهها يعنى بافت كلى متن وجود دارند كه همان مفاهيم اساسى در اسلام مىباشند و متن قرآنى هم براى بيان و تفصيل آن نازل شده است و لذا معقول نيست كه متن دربردارنده چيزى باشد كه با اين بافت كلى متناقض باشد ؛ در صفحههاى بعد به بررسى نمونههايى از اين بافتها و نقش آنها در تعيين دلالت لفظ مشترك خواهيم پرداخت .