هدايت
خداوند افاضهكنندهء وجود ، خالق هر موجود است و از كمال او دور است كه مخلوقاتش را به خود واگذارد تا بدون نظام پيشبينى شده حركت كنند و يا بدون هدف و غايت به سوى آن بكوشند . پس نظام مقدّر و راهى كه اين نظام مىپيمايد و غايتهايى كه اميد به رسيدن آن است ، اينها معانى فراگير و گسترده است كه در آيات مشتمل بر كلمهء هدايت و مشتقّات آن و يا نزديك به معنا و دلالت آن ، آشكار است .
علّامه طباطبايى در شرح آياتى كه به بحث بين ابراهيم و دشمنانش مىپردازد ، سخنانى دارد كه از معناى صريح هدايت با دقّت و با تمثيل پرده برمىدارد ، گويى به بيان مفصّل آنچه كه به ايجاز گفتهايم ، پرداخته است . مىگويد : « هر چيزى پس از اتمام خلقت و آفرينش خود ، به هدايت خداوند ، به مقاصد وجود خود و كمال ذات خود هدايت مىشود ؛ اين امر با ارتباط ديگر اشياء و استفاده از آنها به فعل و انفعال و اجتماع و افتراق و ارتباط و انفصال و قرب و بعد و برگرفتن و وانهادن و . . . ممكن است . بديهى است ، امور تكوينى در آثارشان دچار اشتباه نمىشوند و در تشخيص غايتها و مقصدها خطا نمىكنند ؛ براى مثال ، آتش در سوزاندن چوب كه سوزان است و سرد شدن را نمىخواهد ، و نامى مثل گياه كه رشد مىكند ، تنها در پى بزرگ شدن حجم است نه كوچك شدن . و
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 1 » ؛ پس
هامش
( 1 ) - هود ( 11 ) آيهء 56 : به راستى پروردگار من بر راه راست است .