تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
اختلال و فساد گردد ، چون پرتوى است الهى و عطيّه‌اى است ربّانى . امّا سخن درست همان است كه راغب مىگويد ؛ يعنى مانعى كه بين عقل و نفس قرار دارد و مانع ارتباطى طبيعى است كه باعث درستى در گفتار و كردار ، و سلامت در رفتار و اعتقادها مىگردد . سپس ، راغب مىگويد : « جن فلان ؛ يعنى جن زده شد . » كه اشاره به آن رأى مشهور از گذشته است كه معتقد بودند ، جنّ به خاطر لطافت و شفافيّت مىتواند به جسم انسانها هم وارد شود ؛ و هرگاه بعضى از جنّيان وارد جسم انسان گردند ، توازن و تعادل عقلىاش را از دست مىدهد و سلامت گفتار و انديشهء وى را تباه مىسازد . و به كسانى كه دچار صرع گشته‌اند ، مىگويند جن‌زده شدند و جن در آنها حلول كرد . در قرآن اشاره‌اى به اين اعتقاد است :
وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ
« 1 » ؛ يعنى مجنون است و جن در او دخل و تصرّف مىكند . علّامه طباطبايى در تفسير اين آيه مىگويد : « تنها به تكذيب كردن اكتفا نكردند ، بلكه وى را به جنون هم نسبت دادند و گفتند : او مجنون است و جن او را بازمىداد ، و تنها به همين خاطر سخن مىگويد و سخن او وحى نيست . » جنون ، جنّة هم ناميده شده است ؛ چنان كه در قرآن آمده است :
ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ
« 2 » ؛ يعنى در وى جنون نيست و اسم و مصدر است . نزد عربها ، مجنون نامهاى ديگرى هم داشت كه ابو القاسم حسن بن محمّد بن حبيب در كتاب عقلاء المجانين مشهورترين آنها را ذكر كرده است ؛ از جمله : احمق ، كسى كه از اندكى هوش بىبهره است ؛ معتوه ، كسى كه مجنون به دنيا مىآيد ؛ و اخرق ، كسى كه خوب تدبير و ارزيابى نمىكند ؛ ابو عبيده مىگويد : خالق به تقديركنندهء با علم و تدبير گفته مىشود ؛ و بدون علم و تدبير را اخرق گويند ؛ و به زن ، خرقاء گفته مىشود . در قرآن آمده است :
وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ
« 3 » . به نظر مجاهد ، يعنى كذبوا ( دروغ گفتند ) ؛ و به نظر ابو عبيده ، يعنى اختلقوا ( جعل كردند ) . و مىگويند : مائق ، رقيع و مرقعان ؛ كه همان احمقى است كه رأى و عقلش از هم
هامش
( 1 ) - قمر ( 54 ) آيهء 9 : گفتند : ديوانه‌اى است و ( بسى ) آزار كشيد . ( 2 ) - سبأ ( 34 ) آيهء 46 : رفيق شما هيچ گونه ديوانگى ندارد . ( 3 ) - أنعام ( 6 ) آيهء 100 : و براى او ، بى هيچ دانشى ، پسران و دخترانى تراشيدند .
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 551 | صالح عضيمة / سيد حسين سيدى