مجنون
هيچ پيامبر و رسولى از ابتلا و رنج سخت نجات نيافت ؛ و هرگاه بلا بر آنها زياد مىشد ، عزم آنها بر دعوت و تبليغ زيادتر و دين آنها در جان پيروانشان راسختر گشته ، رواج بيشترى مىيافت و در ارزش و تأثيرگذارى فراگيرتر مىشد . شايد كوچكترين مصيبتى كه از آن رنج مىبردند ، اتهام آنها به رفتار ، شرافت و دعوت و كمعقل و بىعقل بوده است ؛ يعنى ، مجنون نمىداند چه مىگويد و سخنش درست نيست و از دقّت و سلامت برخوردار نيست و كلمات بدون قصد به معنايى و گرايش به انديشهاى از دهانش خارج مىشود ؛ پس شايستهء توجّه نيست و بايد از آن ممانعت كرد . امّا اگر تأثير آن رو به فزونى گذاشت ، دشمنان هم در آزار و نقشه و مكر اصرار بيشترى داشتند . در قرآن آيات زيادى است كه بر اين مطلب دلالت دارند و بر آن تأكيد مىورزند ؛ مثل :
كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ
« 1 » ؛
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ
« 2 » ؛
ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ
« 3 » ؛
هامش
( 1 ) - ذاريات ( 51 ) آيهء 52 : بدينسان ، براى پيشينيان آنان هيچ پيامبرى نيامد ، مگر آن كه گفتند [ او ] جادوگر يا ديوانه است .
( 2 ) - قمر ( 54 ) آيهء 9 : پيش از آنان ، قوم نوح انكار پيشه كردند و بندهء ما را دروغزن انگاشتند و گفتند ديوانه است و [ بسى ] آزار كشيد .
( 3 ) - سبأ ( 34 ) آيهء 46 : همسخن شما جنونى ندارد ؛ او جز هشداردهندهاى نيست .