از جملهء اين ثمرات ، خشم مردم بر آنها ، زشت شدن در ظاهر ، دچار بيماريها و داروهاى ناگوار و تلخ شدن ، اخلال در اوضاع نفسانى و اخلاقى آنها ، و عذاب سخت در آخرت است . چه نيكوست كه بيدار گرديم و پند گيريم كه پيامبر ( ص ) فرمود : « زيرك كسى است كه نفسش را خوار كند ، و براى پس از مرگش كار كند . و احمق كسى است كه از نفسش پيروى كند ، و آرزوهاى غير ممكن از خدا بخواهد . »
در سخنان على ( ع ) و در خطبهء ايشان ، فراوان به وصف زيركان پرهيزگار و مؤمنان و اوليايى برمىخوريم كه به اندكى از زندگى قانع شدند و به متاع ناچيز دنيا راضى گشتند ، تا مصيبتهاى نفسشان را در دنيا بكاهند و به رستگارى و تقرّب پروردگار در آخرت نايل شوند .
چه زيبا گفت وقتى كه به توصيف « سالك الى اللّه » پرداخته ، و چگونه هواهاى نفس خود را از بين برده ، و از لجوجترين دشمنان خود رهايى يافته ، و راه پر از امنيّت و سلامت و روشن به نور خداوند براى او ، آشكار مىگردد و در هر مكانى با رضا و خشنودى مواجه شده ، بهترين آرزوهايى كه خداوند وعده كرده با او همراه مىشوند . فرمود : « عقلش را زنده ، و نفسش را ميرانده است ؛ و جلالتش لطيف و درشتىاش نرم گرديد ، و برقى فروزان براى او تابيدن گرفت و راهش را روشن نمود و در راه افتاد ، و درها او را به در سلامت و جايگاه ماندن كشاند ؛ و پاهايش به آرامش بدنش در امنيّت و آسايش ثابت قدم ماند ، بهواسطه آنچه كه قلبش به كار بست و پروردگارش را خشنود ساخت . » ابن ابى الحديد ، در شرح اين سخن و الا و بليغ سخن زيادى گفته است ، كه تنها به برخى از نقلهايى كه به آن استشهاد نموده بسنده مىكنيم : وى اشاره دارد كه ، برخى از آن ، شعاعى از انوار امام و قطرهاى از درياى اوست . مىگويد : « سرچشمههاى حكمت ، ناشى از گرسنگى و شكستن عادت نفس به مجاهده است . » و يحيى بن معاذ گفت : « اگر گرسنگى در بازار بود ، شايسته نبود كه طالبان آخرت وقتى وارد بازار مىشدند ، غير از آن چيزى بخرند . » در قرآن آمده است :
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى . فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« 1 » . آيهء نخست همان تقواست ، و دومى
هامش
( 1 ) - نازعات ( 79 ) آيات 40 و 41 : و اما هركسى كه از ايستادن [ در موضع حساب و حشر ] در پيشگاه پروردگارش ترسيد ، و نفس خود را از هوى و هوس بازداشت ؛ بىگمان بهشت جايگاه اوست .