زينت بخشد ، خداوند باطنش را به مشاهده زيبا مىگرداند . فرمود :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
« 1 » . » منظور وى از اين سخن آن است : كسى كه نفس خود را به صبر در مجاهدت و تحمّل مكروه و مشكلات در دفع شهوات عادت كند ، ناچار آثار آن را بر جسمش مىبيند ؛ يعنى از نزارى به لاغرى و از سلامتى و نجات از بيماريها و از بين بردن كثافتها ؛ اين آثار در تصفيه و پاكسازى نفس شتاب ايجاد مىكنند و آماده و قابل فيض و مواهب و نعمتهاى خداوندى در علم و حكمت و معرفت مىگردد . دقّاق اين را به عبارتى ديگر و نزديك به عبارت قبلى چنين تكرار مىكند : « حركتهاى ظاهر موجب بركتهاى باطن مىشود . »
خود قشيرى در رساله چه خوب و دقيق و جالب مىگويد : « اصل مجاهدت و قوام آن ، دور كردن نفس از امور مألوف ، و واداشتن آن به خلاف خواستهاش در تمام اوقات است .
نفس دو صفت دارد كه مانع آن در كار نيك مىشود : غرق شدن در شهوات ؛ و امتناع از طاعات ؛ وقتى كه نفس اسير خواستههايش گردد ، بايد به افسار تقوا مهار شود ، و هرگاه هنگام انجام امور موافق سركشى كند ، بايد آن را بر خلاف خواستهاش سوق داد ؛ و خشمش برافروزد ، بايد مراعات حالش نمود ؛ چون هيچ نبردى خوش عاقبتتر از خشمى نيست كه با اخلاق نيكو و خاموش كردن آتش كه به نرمى ، قدرتش درهم شكسته شود ؛ و آنگاه كه شراب بىخردى برايش شيرين گشت ، تنها از اظهار مناقب آن و آراستن براى كسى كه نظارهگر آن است ، به تنگ مىآيد . پس بايد آن را شكست ، و به عذاب ذلّت و ذكر حقارت منزلت آن و پستى و زشتى عمل ، دچارش كرد . تلاش عوام در بجاآوردن كامل اعمال است ، و قصد خواص به تصفيهء احوال ؛ تحمّل گرسنگى و بيدارى آسان است و پرداختن به اخلاق و پاكسازى از امور پست ، سخت و دشوار .
از ذو النّون مصرى نقل كردهاند ، كه مىگفت : « خداوند بندهاى را به عزّتى عزيزتر براى او از اين كه او را به ذلّت نفسش هدايت كند ، نرسانده ؛ و بندهاى را خوارتر از اين كه از ذلّت نفسش محروم سازد ، خوار و ذليل نساخته است . » منظور وى از ذلّت نفس در اينجا ، مبارزه با هواى نفس ، مهار سركشى آن ، چيره شدن بر قدرت و فريب آن است ؛ و با ذلّتى كه به معناى
هامش
( 1 ) - عنكبوت ( 29 ) آيهء 69 : و كسانى را كه در حق ما كوشيدهاند ، به راههاى خاص خويش رهنمون مىشويم .