كذب
كذب يعنى مخالفت آشكار خبر و عدم توافق آنها به صورت قطعى ؛ مثلا اگر كسى بگويد در جنگل درختانى را ديدم كه ميوهء ميمون داده بودند و اين ميوهها از شاخهاى به شاخه ديگر مىپريدند ، بر درستى اين سخن در عالم خارج ، دليلى وجود ندارد و در خبر وى نمىتوان صورتى در عالم خارج يافت ؛ چون ميمونها بنا به طبيعت از درخت زاييده نمىشوند ، و درختان هم ميمون توليد نمىكنند . به نظر شريف جرجانى ، كذب عبارت است از : « عدم مطابقت آن باواقع . » و گفته شد : « اخبارى كه با آنچه از آن خبر داده مىشود ، مطابقت ندارد . » در مقابسات ابو حيّان آمده است كه ، كذب « عدم مطابقت سخن با آنچه كه در واقع باشد ، و همچنين خبر دادن از چيزى به خلاف آن . » البتّه بايد در نظر داشت كه خبر دادن گاهى به قول است و گاهى به فعل ، و گاهى به هر دو . شكّى نيست كه تعريف ابو حيّان ، سادهترين ، جامعترين و دقيقترين آنهاست .
در كافى آمده است ، عبد الرحمن بن حجّاج از امام صادق ( ع ) پرسيد : « آيا كذّاب كسى است كه در امرى دروغ مىگويد ؟ فرمود : نه ، كسى نيست جز آن كه دروغ از وى صادر شود و عادت وى گشته باشد . » يعنى غريزه و عادت او شده باشد ، و به گفتار و كردارش توجّهى ندارد و بر آن پشيمان نمىگردد ؛ چنين كسى كذّاب است . و كسى كه چنين نباشد ، اطلاق كذّاب بر وى درست نيست . يا مراد آن است كه خداوند وى را كذّاب قلمداد كند . در همين كتاب ، از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « از كمكهاى خداوند به كذّابان ،