تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
بيماريها را ندارد و اگر يك رگ دست او به درد آيد ، از هر ناتوانى ناتوانتر و از هر ذليلى ، ذليلتر خواهد بود . و اگر مگسى چيزى از او بربايد ، نمىتواند آن را پس بگيرد . 4 و 5 - تكبّر به ثروت و مال زياد ؛ در معناى آن ، هواداران و ياران و تكبّر به ولايت حاكمان و قدرت از جانب آنها هم نهفته است . اين زشت‌ترين نوع تكبّر است ، چون به چيزى تكبّر مىورزد كه اگر از دست بدهد و از او روى بگرداند ، خوار و ذليل و بى مقدار مىگردد . 6 - تكبّر به علم و دانش ، كه بزرگترين آفت است . خداوند هم كسانى را كه دانش دارند ، ولى عمل نمىكنند به الاغ و سگ تشبيه كرده است :
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
« 1 » ؛ و
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها
« 2 » ؛ تا آيهء
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ
« 3 » . 7 - تكبّر به زهد و عبادت ، كه فتنه‌اى است بزرگ و بر بندگان و خطرى است بزرگ . عيسى ( ع ) فرمود : « چرا نزد من با لباس راهبان مىآيد ، ولى قلبتان همچون قلب گرگهاى درنده است ؟ لباس پادشاهان بپوشيد و قلبتان را با خشيت متواضع سازيد . » پيامبر ( ص ) فرمودند : « بدترين بنده ، بنده‌اى است كه گردن‌كشى و تجاوز مىكند ، و جبّار برتر را فراموش كرده . و بد بنده‌اى است ، بنده‌اى كه تكبّر مىورزد و كبير متعال را فراموش نموده . و بد بنده‌اى است ، بنده‌اى كه غافل و سهل‌انگار است و قبر و پوسيدگى را فراموش كرده . و بد بنده‌اى است ، بنده‌اى كه متكبّر و تجاوزگر است و مبدأ و معاد را فراموش كرده است . » ثابت مىگويد ، به ما خبر رسيد كه گفته شد : اى رسول خدا ! فلانى بسيار متكبّر است . فرمود : « آيا بعد از اين مرگى نيست ؟ » همچنين فرمود : « جبّاران و متكبّران در روز قيامت به صورت ذرّه‌هايى محشور مىشوند و مردم براى اهانت آنها به دستور خداوند ، لگدمال مىكنند . » هميشه در دعايش مىگفت : « خدايا ! از باد غرور و تكبّر به تو
هامش
( 1 ) - جمعه ( 62 ) آيهء 5 : مثل كسانى كه [ عمل به ] تورات بر آنان بار شد [ و بدان مكلّف گرديدند ] آن‌گاه آن را به كار نبستند ، همچون مثل خرى كه كتابهايى را بر پشت مىكشد . ( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 175 : و خبر آن‌كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان ، كه از آن عارى گشت . ( 3 ) - همان ، آيهء 176 : از اين رو داستانش چون داستان سگ است [ كه ] اگر بر آن حمله‌ور شوى زبان از كام برآورد ؛ و اگر آن را رها كنى [ باز ] هم زبان از كام برآورد .