دادن حكم در اختلافها و فيصله دادن به دشمنىها مشغول بود ؛ بيشتر قاضيان عرب ، كاهن بودهاند كه طرفهاى درگير از نقاط دور نزدشان مىآمدند . البتّه اين زمانى بود كه به اصالت رأى و درستى داورى مشهور مىشدند .
به خاطر مشورت مردم با اين كاهنان و طلب فيصله دادن به اختلافها از آنها ، گاهى كلمهء « حكم » مترادف بود با كلمهء « كاهن » . از حكم اين كاهنان در ميان مردم و روش حل اختلاف آنها ، نمونههايى زياد بازگو كردهاند . آنها در چنين حالتى قاضيانى بودهاند ، كه هنگام حواله دادن مسائلى كه دوطرف درگير به اتّفاقنظر رسيده بودند ، اختلاف را فيصله مىدادند .
أحكام آنها نيز بر دو طرف و پيروى از آن قطعى بود و هيچ كس حق اعتراض نداشت ؛ از اين رو ، كاهن قبل از شنيدن شكايت ، از دو طرف پيمانى مىگرفت تا از حكم او - هرچه كه باشد - پيروى كنند و آن را رد نكنند .
از كلمهء مترادف كاهن ، كلمهء « طاغوت » است كه با توجّه اين مطلب ، آيهء
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ
« 1 » را گفتهاند منظور كاهن است ؛ كاهنانى كه شيطانها بر آنها نازل مىشدند و بر زبان و قلبشان تلقين مىكردند ؛ و يا طاغوتهايى كه براى داورى نزدشان مىرفتند و در هر سمت و سو و قبيلهاى يكى بود . برخى از مفسّران ذكر كردهاند كه طاغوت ، شيطانى است در چهرهء آدمى كه براى داورى نزد او مىرفتند . و آوردهاند كه جبت همان سحر است ، و ساحر به زبان حبشى و طاغوت ، همان كاهن به زبان آنهاست .
در صحيح مسلم آمده است : مردمى از پيامبر ( ص ) دربارهء كاهنان پرسيدند . فرمود :
« چيز مهمى نبودهاند . » گفتند : اى رسول خدا ! گاهى چيزهايى مىگفتند كه درست بود .
فرمود : « آن سخن از جانب حق بود كه برخى از جنّيان آن را مىربودند و در گوش دوستانشان مىنهادند ، و آنها هم با صد دروغ آن را به هم مىبافتند . » از حضرت نقل شده كه از تقليد سجع كاهنان نهى فرمود ، و از قول ايشان آوردهاند كه : « همچون سجع كاهنان به سجع پرداخت . »
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 256 : پس هر كسى كه به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد .