كه حجاب بين قلب و ملكوت است .
ملّا هادى سبزوارى به كشف ذوقى و روحانى عميقى از معناى قلب پرداخته و مىگويد : « قلب و روح و نفس ناطقه نزد حكيمان يكى است . . . ولى قلب نزد عارفان جوهرى است نورانى و مجرّد كه بين روح و نفس است ؛ روح باطن است و نفس مركب و ظاهرا ميان روح و جسم است . در قرآن ، قلب به شيشه و ستارهء درخشان تمثيل شده ، و روح به چراغ ، و نفس به درخت زيتون كه نه شرقى است و نه غربى ، كه افزايش رتبه و بركت انسان بهواسطهء آن است ؛ چون نه از مشرق عالم مجرّد روح است و نه از غرب عالم مكثّف جسمانى ، و بدن به مشكاة تشبيه شده است كه بنابر اصطلاحات عرب مىباشد . » پيداست كه ملّا هادى در اين تمثيل تحت تأثير اشارات ابن سيناست كه مىگويد : « مشكاة اشاره به عقل هيولايى است ، و شيشه به عقل بالملكة ، چراغ به عقل بالفعل ، نور به عقل مستفاد ، و درخت زيتون به انديشه ، و شرقى و غربى نبودن به تيز فهم و ابله نبودن ، و روغن به حدس و گمان ، و آتش به عقل فعّال . »
ملّاهادى با شرح و بسطى بيشتر مىگويد : « قلب صنوبرى را ( منظور قطعه گوشت موجود در سمت چپ بدن ) از اعتدال به انحراف و از انحراف به اعتدال متحوّل مىسازد ؛ آنچه كه به شناخت اعتدال و انحراف آن مىپردازد ، دانش پزشكى است . در حديث هم آمده است : « بدانيد كه در جسم آدمى تكه گوشتى است كه اگر سالم باشد ، تمام بدن سالم و اگر بيمار باشد ، تمام بدن بيمار مىگردد ؛ و آن قلب است . » همچنين ، قلب معنوى را نيز از اعتدال به انحراف و برعكس ، دچار تغيير مىنمايد ؛ چون در آدمى سه قوه وجود دارد : قوّهء درك ، قوّهء شهوت و قوهء غضب . انحراف قوّه درك به افراط و تفريط ، تيز فهمى و بلاهت ؛ و اعتدال آن ، حكمت ناميده مىشود . و انحراف قوّهء شهوت به افراط و تفريط ، شره و سرد مزاجى ؛ و اعتدال آن ، عفّت ناميده مىشود . انحراف قوّهء غضب به افراط و تفريط ، بى باكى و ترس ؛ و اعتدال آن ، شجاعت ناميده مىشود . اين اعتدال كه عدالت و راه راست ناميده مىشود ، از شمشير تيزتر و از مو دقيقتر است . آنچه كه به شناخت اين اعتدال و انحراف مربوط است ، دانش طبابت روحانى است كه طبيبان جان ، آن را از علم الهى و علم اخلاق برگرفتهاند . على ( ع ) هم به اين مطلب اشاره دارند كه فرمودند : « آدمى با نفس ناطقه آفريده
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 484
مساهمون: صالح عضيمة
ص٤٨٤