تعريفهاى زيباى ديگرى كه بيان شده ، گفتهء غزّالى است . قلب انسان به علم و اراده اختصاص دارد كه ديگر جانداران آن را ندارند ، بلكه كودك هم در آغاز آفرينش ندارد ، امّا بعد از بلوغ در وى ايجاد مىشود ؛ چنان كه انسان به اين دو چيز از ديگر موجودات تمايز مىيابد ، نه چيزى ديگر .
منظور از علم ، شناخت امور دنيوى و اخروى و حقايق عقلى است ؛ چون اينها امورى وراى محسوساتند كه تنها به قلب يا عقل قابل دركند و انسان نسبت به ديگر موجودات زمين از اين دو بهرهمند است ؛ تنها انسان است كه صاحب قدرت پيشرفت از درجات معنوى و عقلانى است تا به مرتبهء فرشتگان برسد ؛ در حالى كه حيوانات و نباتات همچون اوّل باقى مىمانند و چيزى از طبيعت و صفاتشان تغيير نمىيابد . منظور از اراده هم درك عاقبت امور و راه صلاح بهواسطهء عقل است . پس از عقل شوق به سوى مصلحت و پرداختن به اسباب آن و اراده به آن برخاسته مىشود ؛ البتّه اين غير از شهوت و ارادهء حيوانات است ، بلكه ضد شهوت است . چون شهوت و ميل ، از دوا و عمل جراحى متنفّر است . ولى عقل آن را مىطلبد و در راه آن هم پول خرج مىكند ؛ شهوت در حال بيمارى هم به لذّتهاى خوراكيها گرايش دارد ، ولى عاقل در خود مانعى مىيابد كه آن از جانب شهوت نيست . اگر خداوند عقل را ، آشنا به عواقب امور نمىآفريد و اين عامل محرك اعضا يعنى اراده را بنابر حكم عقل نمىآفريد ، حكم عقل حتما ضايع مىشد .
در جايى ديگر از كتاب احياء مىگويد : « هر قلبى فطرتا صلاحيّت شناخت حقايق را دارد ، چون امرى است شريف و ربّانى ، و با اين ويژگى و شرافت از ديگر جوهرهاى عالم متفاوت است ؛ و معدود و محدود به قدرت پذيرش امانت الهى است . وقتى از پيامبر ( ص ) پرسيدند : اى رسول خدا ! خداوند در كجاست ، در زمين يا آسمان ؟ فرمود : « در دل بندگان مؤمنش . » در حديث قدسى خداوند فرموده است : « زمين و آسمان ظرفيّت مرا ندارند ، ولى قلب بندهء مؤمن و نرمخو و آرام ظرفيّت مرا دارد . » تنها فرورفتن در رذالتها و شهوتها و پيروى از هواى نفس و سقوط در جهل مانع رسيدن به اين مرتبه و پذيرش امانت مىگردد . در حديث پيامبر كه فرمود : « اگر شياطينى كه در اطراف قلب آدمى در گردش هستند ، نبودند ، حتما به ملكوت آسمان مىنگريستند » . تأئيد اين مطلب و تصريح به اين اسباب و عللى است
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 483
مساهمون: صالح عضيمة
ص٤٨٣