حضور آن حضرت در كربلا
( 1 ) 1 - محدّث قمى گويد : هنگامى كه حضرت امام حسين به هفتاد و دو نفر كشتهشدگان از خاندانش نگريست ، روى به سوى خيام حرم كرده صدا زد :
اى سكينه ! اى فاطمه ! اى زينب ! و اى امّ كلثوم ! خدا حافظ شما . . . .
( 2 ) 2 - در جاى ديگر گويد : آن حضرت روى به امّ كلثوم كرده فرمود : خواهرم ! تو را نسبت به حفظ جان خود سفارش مىكنم ، من به جنگ اين مردم مىروم . . . . « 1 »
( 3 ) 3 - پس از آنكه حضرت امام حسين از اسب بر زمين افتاد ، مركبش به سوى خيمهها روى آورد . خواهران كه ديدند اسب مىآيد و كسى بر آن سوار نيست ، صدا به گريه و ضجّه بلند كردند . امّ كلثوم دست بر روى سر گذاشته فرياد مىزد :
وا محمّداه ، وا جدّاه ، وا نبيّاه ، وا ابا القاسماه ، وا عليّاه ، وا جعفراه ، وا حمزتاه ، وا حسناه ، اين حسين است كه با تن برهنه روى خاك كربلا افتاده سرش از قفا بريده شده و عمامه و لباسهايش را از تنش ربودهاند . « 2 »
( 4 ) 4 - مردم كوفه به كودكانى كه سوار بر كجاوهها بودند ، خرما و گردو مىدادند .
امّ كلثوم بر آنها بانگ زده گفت : اى مردم كوفه ! صدقه بر ما حرام است . بعد نان و خرماها را از دست و دهان كودكان بيرون آورده به زمين مىافكند . مسلم بن جصّاص گويد : مردم بر مصيبتى كه بر آنها وارد شده بود ، مىگريستند . امّ كلثوم سرش را از كجاوه بيرون آورده به آنان گفت : ساكت باشيد اى مردم كوفه ! مردان شما ما را مىكشند و زنان شما بر ما مىگريند ، حاكم بين ما و شما در روز قيامت خداوند خواهد بود . « 3 »
تمام كتابهاى سيره و مقاتل در اينكه امّ كلثوم در كربلا حضور داشته اتّفاق نظر دارند ، سخنرانيها و جايگاه و موقعيّت او را در كربلا آورده و بازگو كردهاند . حال با توجّه به اين مطلب چگونه مىتوان گفت آن حضرت با پسرش زيد كه از عمر بن
هامش
( 1 ) محدث قمى رحمه اللّه ، نفس المهموم ، ص 346 .
( 2 ) ذريعة النجاة ، صص 150 و 178 .
( 3 ) ذريعة النجاة ، صص 150 و 178 .