خطّاب داشت ، با يكديگر فوت كردند ، چنان كه در روايتى در كتاب « وسائل » جلد 2 ص 818 در باب اينكه يك نماز براى جنازههاى متعدّد كفايت مىكند آمده كه از عمّار ياسر نقل شده است : جنازهء امّ كلثوم دختر على بن ابى طالب و پسرش زيد بن عمر را بيرون آورده در حالى كه اطراف جنازه را حسنين عليهما السّلام و عبد اللّه بن عبّاس و ابو هريره گرفته بودند ، جنازهء كودك را جلو و جنازهء مادر را پشت سر او گذارده بر او نماز خوانده گفتند : اين كار سنّت است .
با توجّه به حضور امّ كلثوم در كربلا ، حديث فوت او با فرزندش درست از كار درنمىآيد و مجعول است ، بلكه به نظر من اصل ازدواج آن حضرت با عمر نيز ساختگى است .
در كوفه
( 1 ) در روز ورود به كوفه با تمام ناراحتىها و سختيهايى كه تحمّل كرده بود ، صداى خود را به گريه بلند كرده گفت : اى مردم كوفه ! بدا به حال شما ! چرا حسين را تنها گذاشته و او را كشتيد ؟ اموال او را به غارت برده و وارث دارايى او شديد ؟ زنان و همسرانش را به اسارت برده و او را خوار و ذليل ساختيد ؟ نابود و سركوب و خوار شويد ! واى بر شما ! آيا مىدانيد چه نكبتى شما را فرا گرفته است و چه بار سنگين گناهى را بر دوش مىكشيد و چه خونهايى را ريختيد و بر چه خانواده بزرگوارى مصيبت وارد كرديد ، كدام كودكان را به اسارت برده و چه اموالى را غارت كرديد ؟
شما بهترين مردان پس از پيامبر را كشتيد ، رحم و عطوفت از دلهايتان دور گشته است ، آگاه باشيد كه حزب خداوند رستگاران ، و حزب شيطان زيانكارانند .
آنگاه اين اشعار را سرود :
قتلتم اخى صبرا فويل لامّكم * ستجزون نارا حرّها يتوقّد
شما برادرم را با شكنجه و آزار كشتيد ، واى بر مادرتان ! به زودى به آتشى كيفر خواهيد شد كه سوز و گرمايش شعلهور است .
سفكتم دماء حرّم اللّه سفكها * و حرّمها القرآن ثمّ محمّد