تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
نيازمند اين انسجام و نگهدارى خونها بود و مىديد كه عمر در اين خواستهء خود در موضعى قرار گرفته كه اگر اين كار انجام نگيرد ، فساد مهمّى در دين و دنياى مردم راه مىافتد و اگر پاسخ مثبت بدهد به مصلحت دين و دنياست و از اين جهت ، با خواستهء او موافقت كرد . و جهت ديگر آنكه ازدواج با فرد گمراهى كه منكر امامت ائمّه است و آن مقام را براى كسى كه شايستگى آن را ندارد ، ادّعا مىكند ، حرام است مگر اينكه انسان بر دينش و خونش ترس و خوف داشته باشد كه در اين صورت اين كار براى او جايز است . همان گونه كه اظهار كفر كه ضدّ ايمان است ، در صورت تقيّه جايز است و همان گونه كه خوردن گوشت مردار و خون و گوشت خوك به هنگام ضرورت رواست ، هر چند در حال اختيار حرام است . و حضرت على عليه السّلام در اين ازدواج مضطر بود زيرا حضرت را تهديد كرده بود . بنابراين ، حضرت ملتزم به حقّانيّت آنان نشده است زيرا چاره‌اى جز اين كار نداشت و در اين كار خون خود و شيعيانش را حفظ فرمود همان گونه كه در حال تقيّه مىتوان اظهار كفر كرد . خداوند متعال فرموده است :
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ
« 1 » ( 1 ) و اين داستان عجيب‌تر از قصّهء قوم لوط عليه السّلام نيست چنان كه خداوند متعال از قول حضرت لوط نقل مىكند كه وى به قومش گفت : اينها دختران منند و براى شما پاكترند ، « 2 » آنان را به ازدواج و همسرى با دخترانش فرا خواند با اينكه كافر و گمراه بودند و خداوند آنان را مستوجب هلاكت و نابودى دانسته در نابود ساختن آنان اجازه فرموده بود . و خود حضرت رسول نيز پيش از بعثت دو تن از دختران خود را به دو كافرى كه بت‌پرست بودند داد كه يكى از آن دو عتبة بن ابى لهب و ديگرى ابو العاص بن ربيع بود . پس از آنكه مبعوث به پيامبرى شد ، بين آن دو و دخترانش جدايى برقرار كرد ، عتبة بر حالت كفر مرد و ابو العاص پس از آنكه اسلام آن دو را از
هامش
( 1 ) نحل ( 16 ) : 106 : مگر كسى كه مجبور شود ولى دلش به ايمان مطمئن باشد . ( 2 ) هود ( 11 ) : 78 : هؤلاء بناتى هنّ اطهر لكم