حسن عليه السّلام از پدر بزرگوارش دربارهء اين كار سؤال كرد ، حضرت فرمود : مىترسم كه كسى به خواهرت زينب نگاه كند . « 1 »
بزرگوارى و ارجمندى آن حضرت
( 1 ) در اخبار آمده است كه هرگاه حضرت زينب به ديدار برادرش امام حسين عليه السّلام مىآمد ، حضرت به احترام او جلو پايش حركت مىكرد و سر پا مىايستاد و او را در جاى خود مىنشاند . و به راستى كه اين خود مقام عظيمى است كه آن حضرت در نزد برادرش داشت ، همان گونه كه او امين و امانتدار پدر نسبت به هداياى الهى بود . در حديثى كه مجلسى در جلد نهم بحار الانوار در شهادت حضرت على عليه السّلام نقل كرده ، چنين آمده است : حسن خواهرش زينب را صدا زده گفت : اى امّ كلثوم حنوط جدّم رسول خدا را بياور ! زينب عليها السّلام فورا حنوط را آورد . هنگامى كه سر آن را گشود ، بوى خوش آن تمام خانه و شهر كوفه و خيابانها و كوچههاى آن را خوشبو كرد . « 2 »
علّامه سيّد جعفر آل بحر العلوم طباطبائى در « تحفة العالم » گويد : زينب كبرى همسر جعفر و كنيهاش « امّ حسن » است ، در جلالت قدر و والايى مقام او همين بس كه در اخبار آمده كه بر حضرت امام حسين عليه السّلام وارد شد در حالى كه آن حضرت مشغول قرائت قرآن بود ، قرآن را روى زمين گذاشته به احترام او از جاى حركت كرده سر پا ايستاد . « 3 »
خداشناسى آن حضرت
( 2 ) در فضل و معرفت آن حضرت همين بس كه حضرت صادق عليه السّلام به رفتار و كردار او در واقعهء عاشورا استدلال كرده است ، چنان كه در كتاب « جواهر » در جواز و عدم جواز دريدن جامه در مرگ پدر و برادر از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : در عزاى حسين بن على عليهما السّلام زنان فاطمى گريبان دريده بر خود سيلى زدند كه
هامش
( 1 ) همان مدرك ، ص 22 .
( 2 ) زينب كبرى ، صص 22 و 29 .
( 3 ) همان مدرك ، ص 29 .