ريحانهء آن حضرت ، داراى شريفترين نسب و گرامىترين شخصيّت خانوادگى ، كاملترين روحيّه و پاكترين دلها بود ، گويا در قالبى وسيع و آكنده از عطر فضيلتها ريخته شده پيشاروى آن كس كه پژوهشگر آثار او باشد ، رمز حقيقت ، رمز فضيلت و شجاعت ، سرّ جوانمردى و فصاحت بيان و نيرومندى دل آشكار مىشود ، او نمونهء زهد و پرهيزگارى ، و نمونهء عفاف و شهامت است . در اين گفتار عبرت و درس آموختنى است . . . .
و نيز گويد : اگر در بين زنان افراد مشهور باشند ، آن حضرت شايستهترين آنان است ، در آنجا كه فضايل انسانى را يكايك بشمرند . . . از وفا و سخاوت ، صفا و شجاعت ، خويشتندارى و علم و عبادت ، پاكدامنى و پارسايى سخن به ميان آيد ، زينب عليها السّلام بهترين مثال براى جلوههاى تمام فضايل است . « 1 »
عبادت و پرستش او
( 1 ) امّا زينب عليها السّلام در عبادت ، ثانى مادر بود ، تمام شبهايش را به تهجّد و شبزندهدارى و تلاوت قرآن مجيد مىگذرانيد . برخى از فضلا و بزرگان گفتهاند :
آن حضرت در تمام دوران زندگىاش هيچگاه تهجّد و شبزندهدارى را حتّى در شب يازدهم محرّم ترك نكرد .
بعد مىگويد : و از حضرت زين العابدين على بن الحسين عليه السّلام روايت شده است :
آن شب ديدم او نمازش را نشسته مىخواند .
از فاضل قائنى بيرجندى نقل شده كه وى از بعضى كتابهاى معتبر مقتل از حضرت سجّاد نقل كرده كه حضرت فرمود : عمّهام زينب عليها السّلام با تمامى مصيبتهايى كه بر او وارد شد ، در طول راه شام نافلهء شبش ترك نشد .
از همين فاضل محترم نيز نقل شده است : حضرت امام حسين عليه السّلام به هنگام آخرين وداع با خواهرش زينب عليها السّلام به او فرمودند : خواهرم مرا در نماز شب از ياد نبرى .
اين روايت را نيز از كتب معتبر مقتل نقل كرده است .
هامش
( 1 ) نقدى ، زينب كبرى ، صص 29 - 28 .