بر كسى همچون حسين بن على بر صورتها نواختن و گريبانها چاك زدن جا دارد .
صاحب جواهر در ذيل اين حديث مىگويد : مسلّم است كه در آن ميان دختران و خواهران حضرت نيز بودهاند . « 1 »
( 1 ) علّامه شيخ جعفر نقدى گويد : امّا زينب در شهر علم پيامبر رشد يافته سپس در دامن دروازهء علم آن حضرت - امير المؤمنين على عليه السّلام - بزرگ شده از پستان مادرش حضرت زهرا عليها السّلام شير مكيده و تغذيه كرده است و عمرى را با دو امام بزرگوار كه نوههاى رسول خدايند ، به سر برده و آنان شهد علم را به كام او ريخته و به او چشانيدهاند . او گنجينهء علوم آل محمّد عليهم السّلام و نمونهء فضايل آنان است كه دشمن كينهتوزشان يزيد بن معاويه دربارهء آنان اعتراف كرده است در آنجا كه دربارهء حضرت سجّاد عليه السّلام گفت : « او از خانوادهاى است كه دانش به آنها چشانيده شده است » .
و برادرزادهاش حضرت سجّاد دربارهء آن حضرت گفت : « أنت به حمد اللّه عالمة غير معلّمة و فهمة غير مفهّمة » تو به حمد اللّه دانشمندى آموزگار ناديده و دانايى بدون آموزنده مىباشى » و مقصود حضرت سجّاد عليه السّلام از اين جمله آن بود كه مادّه و منبع علوم تو از همانجاست كه مردان بزرگ اين خانواده رفيع دانش خود را از آنجا گرفتهاند . او بدون اينكه استادى ديده و يا از دانشمندان و بزرگان حديث شنيده باشد ، مورد الهامات غيبى قرار مىگرفت . البتّه دستيابى به اين نيروى الهى بر اثر تربيتى بود كه از سوى جدّ بزرگوارش رسول خدا و پدرش امير المؤمنين و مادر و برادرانش نسبت به او اعمال مىشد و يا فقط به صرف همين كه منسوب به آنان بوده و در طينت با آنان هماهنگى و اتّحاد داشته ، همان طينتى كه پاكى و پاكيزگى را همچون كهربا به خود جذب مىكرده ، و بدان وسيله عوامل بازدارندهء مادّى را از خود دور ساخته و تنها جاذبههاى لطف فياض الهى باقى مانده است . . . .
شيخ صدوق ، محمّد بن بابويه رحمه اللّه مىگويد : حضرت زينب عليها السّلام نيابت خاصّى از طرف امام حسين عليه السّلام داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه كرده از او مىپرسيدند ، تا اينكه حضرت سجّاد عليه السّلام بهبود يافت .
هامش
( 1 ) جواهر الكلام ، ج 4 ص 307 .