تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
زهرا و برادران او حسنين عليهما السّلام بودند ، و بىسابقه نيست كه شاخه بر همان گونه باشد كه اصل و ريشه‌اش بدان گونه است . . . . « 1 » ( 1 ) 4 - علّامه مامقانى رحمه اللّه گويد : زينب و چه زينبى ! و تو چه مىدانى كه زينب كيست و چيست ؟ ! او خردمند زن خاندان هاشم است ، از صفات و ويژگيهاى برجسته‌اى برخوردار بود كه پس از مادرش هيچ زنى ديگر بدان پايه نمىرسيد ، تا آنجا كه گفته شده او صدّيقهء صغرى و در حجاب و پاكدامنى يكتا بود . در دوران زندگى پدر و برادرانش تا روز عاشورا هيچ مردى چشمش به او نيفتاده بود . او در صبر و پايدارى و نيروى ايمان و پرهيزكارى نمونه و در فصاحت و بلاغت به گونه‌اى بود كه گويا سخنانش از زبان امير المؤمنين عليه السّلام فرو مىريزد ، كه اين مطلب بر كسى كه در خطبه‌هايش دقّت كند به خوبى روشن است . و اگر بگوييم معصوم است ، بر كسى كه حالات آن حضرت را در روز عاشورا و پس از آن مطالعه كرده ، قابل انكار نيست ، كه اگر آن واجديّت مقام عصمت نبود حضرت امام حسين بخشى از وظايف امامت را در دوران بيمارى حضرت سجّاد به او واگذار ننموده آن وصايا و سفارشها را به وى نمىفرمود و حضرت سجّاد او را در بيان احكام و برخى ديگر از نشانه‌هاى ولايت نايب و نمايندهء خود قرار نمىداد . روايت شيخ بزرگوار صدوق را در كتاب « اكمال الدين » و شيخ طوسى را در كتاب « غيبت » مورد مطالعه قرار دهيد ! اين دو تن به صورت مسند از احمد بن ابراهيم روايت مىكنند كه گفت : در سال 282 بر حكيمه دختر حضرت جواد الائمه امام محمّد تقى عليه السّلام وارد شدم و از پس پرده با او صحبت كرده از دين و آيين او پرسيدم و او نام امام خود را برده گفت : فلانى پسر حسن . به او عرض كردم : فدايت شوم آيا آن حضرت را به چشم خود ديده‌ايد يا اينكه از روى اخبار و آثار مىگوييد ؟ گفت : از روى روايتى كه از حضرت عسكرى به مادرش نوشته شده است . گفتم : آن مولود كجاست ؟ گفت : پنهان است . گفتم : پس شيعه چه كنند و نزد چه كسى مشكلات خود را بازگو نمايند ؟ گفت : به جدّه ، مادر حضرت عسكرى . گفتم : آيا به كسى اقتدا
هامش
( 1 ) اعيان الشيعة ، ج 33 ص 191 .