بودند كه با حسين جنگيده او را كشتند . و تو در آن لحظه فرياد و شيون آنان را از جهنّم مىشنوى .
( 1 ) بعد جبرائيل مىگويد : اى فاطمه ، حاجت خود را بخواه ! و تو مىگويى :
پروردگارا ! شيعيانم [ را درياب ] . خداوند متعال مىفرمايد : آنان را بخشيدم .
مىگويى پروردگارا ! شيعيان فرزندم [ را نيز درياب ] . خداوند مىفرمايد : آنان را بخشيدم . مىگويى : پروردگارا ! شيعيان شيعيانم [ را نيز درياب ] . خداوند متعال مىفرمايد : جلو برو ! كه هر كس كه دست به دامان تو زد ، در بهشت همراه توست . در آن هنگام عموم مردم دوست دارند كه از فاطمىها باشند . تو به همراه شيعيانت ، شيعيان فرزندانت و شيعيان امير المؤمنين با كمال آرامش به راه مىافتى و آنان بدون ترس و با پوشش كامل در حالى كه سختىهايشان از بين رفته ، مسير برايشان سهل و آسان گشته ، ديگران در ترس و وحشتند و آنان هيچ ترسى ندارند ، ديگران تشنه هستند و آنان سيرابند ، بدين سان به حركت خود ادامه مىدهند . به در بهشت كه رسيدى ، دوازده هزار حوريّه كه پيش از تو و پس از تو هيچ كس با آنان ديدار و برخورد نكرده ، با تو ملاقات خواهند كرد . آنان تازيانهاى نورانى در دست دارند و بر اسبهايى نورانى كه زين و برگشان از طلاى زرد و ياقوت و افسارشان از لؤلؤ تازه و بر روى هر يك طاقهاى از سندس افتاده ، سوارند . وارد بهشت كه شدى ، ساكنان بهشت به تو خوشامد مىگويند . براى شيعيانت سفرههايى از جواهر بر ستونهايى نورانى قرار دارد ، آنان به خوردن مشغول مىشوند در حالى كه هنوز ديگر مردم مشغول حسابند . اينان در بهشت برين و جاودانه هر آنچه كه بخواهند برايشان آماده است . . . . « 1 »
نگارنده گويد : اخبار و روايات گذشته كه بر عظمت مقام و موقعيّت ويژه و مخصوص آن حضرت در پيشگاه خداوند متعال دلالت دارد و اينكه آن حضرت شيعيان و دوستان خود را مانند پرندهاى كه دانهء خوب را از بد جدا مىكند ، از آتش جدا مىسازد ، نكتهاى لطيف را براى شما به ارمغان مىآورد و آن اين است كه
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 8 صص 55 - 53 .