بازداشته مىشوند ،
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
« 1 » . « 2 »
( 1 ) 5 - از ابن عبّاس روايت شده : از امير المؤمنين شنيدم كه مىفرمود : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر حضرت فاطمه وارد شد ، او را غمگين و اندوهناك ديد . فرمود :
چرا محزونى ؟ گفت : پدر جان به خاطر يادآورى روز قيامت و برهنه ايستادن مردم در آن روز [ محزونم ] . فرمود : دخترم ! قيامت روز بزرگى است ، امّا جبرائيل از طرف خداوند به من خبر داد كه فرمود : در روز قيامت كه زمين شكافته شد ، نخستين كسى كه از زير زمين بيرون مىآيد ، من هستم ، بعد پدرم حضرت ابراهيم ، بعد شوهرت على بن ابى طالب عليه السّلام ، بعد خداوند متعال جبرائيل را همراه با هفتاد هزار فرشته نزد تو مىفرستد ، بر سر قبر تو هفت گنبد نورانى نصب مىكنند ، اسرافيل سه جامهء نورانى براى تو مىآورد و بالاى سر تو ايستاده تو را صدا مىزند : اى فاطمه ! دختر محمّد بپاخيز و به سوى محشر بيا ! تو با كمال آرامش و بدون ترس در حالى كه كاملا خود را پوشاندهاى ، از جا حركت مىكنى . اسرافيل حلّههاى بهشتى را به تو مىدهد و مىپوشى . روفائيل مركبى نورانى كه افسارش از لؤلؤ تازه است و هودجى زرّين بر آن قرار دارد ، برايت حاضر مىكند و تو بر آن سوار مىشوى در حالى كه افسارش به دست روفائيل است و پيش روى تو هفتاد هزار فرشته كه لواهاى حمد و ستايش به دست دارند ، در حركت هستند . پس از آنكه به راه افتادى ، هفتاد هزار حوريّه از تو استقبال كرده از ديدار تو اظهار شادمانى مىنمايند كه در دست هر يك از آنها مجمرهاى « 3 » نورانى است ، بوى عود از آن پخش مىشود بدون آنكه آتشى وجود داشته باشد ، تاجهاى زبرجد نشان سبز بر سر دارند و فورا پس از استقبال از تو در سمت راست تو قرار مىگيرند . پس از آنكه از كنار قبرت دور شدى ، مريم دختر عمران به همراه عدّهاى از فرشتگان به همان تعداد كه با تو بودند ، به استقبال تو
هامش
( 1 ) انعام ( 6 ) : 28 : اگر بازگردانيده شوند به آنچه كه از آن نهى شدهاند ، برخواهند گشت ، و به درستى كه آنان دروغگويانند .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 8 صص 52 - 51 .
( 3 ) مجمره منقل آتش و وسيلهاى كه در آن عود و عنبر مىسوزانند .