تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
مىآيد و بر تو سلام مىكند و با همراهانش در سمت چپ تو قرار مىگيرند . بعد مادرت خديجه ، دختر خويلد كه نخستين زنى است كه به خدا و رسولش ايمان آورد ، به همراه هفتاد هزار فرشته كه به دست خود پرچمهاى تكبير دارند ، از تو استقبال مىكنند . نزديك جمع كه آمدى ، حوّا و آسيه بنت مزاحم در بين هفتاد هزار حوريّه به استقبال تو مىآيند و با همراهان خود در ركاب تو حركت مىكنند . در آن هنگام كه خداوند همهء آفريدگان را در يك صحنه گرد مىآورد و همگى در يك سطح قرار مىگيرند ، تو در وسط آنان مىايستى . بعد منادى زير عرش خدايى به طورى صدا مىزند كه همگى بشنوند و مىگويد : ديده فرو بنديد تا فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و همراهانش عبور كنند ! در آن هنگام تنها كسى كه مىتواند به تو نگاه كند ، حضرت ابراهيم خليل الرّحمن و على بن ابى طالب است . آدم حوّا را مىطلبد و او را با مادرت در پيش روى تو مىبيند . ( 1 ) بعد منبرى نورانى كه هفت پله دارد ، براى تو نصب مىشود . در بين هر پله‌اى تا پلهء ديگر صفوف فرشتگان ايستاده پرچمهاى نورانى به دست گرفته حور العين از چپ و راست منبر صف كشيده‌اند . نزديكترين زنانى كه در سمت چپ تو ايستاده‌اند ، حوّا و آسيه مىباشند . هنگامى كه بر بالاى منبر قرار گرفتى ، جبرائيل نزد تو آمده به تو مىگويد : اى فاطمه ، حاجت خود را بخواه ! و تو مىگويى : پروردگارا ، حسن و حسين را به من نشان ده ! در اين هنگام رگهاى بريدهء گردن حسين نزد تو آمده در حالى كه خون از آن جارى است ، مىگويد : پروردگارا ! امروز حقّم را از كسانى كه به من ستم كردند بگير ! در اين هنگام خداوند جليل خشمگين شده به خاطر خشم او جهنّم و همهء فرشتگان به خشم مىآيند ، جهنّم به خروش مىآيد و ناله‌اى سر مىدهد ، بعد شعله‌هاى آتش زبانه مىكشد و قاتلان حسين و فرزندان و فرزندان فرزندانشان را به كام خود فرو مىبرد . آنها مىگويند : خداوندا ! ما كه در زمان حسين حاضر نبوديم . خداوند به شراره‌هاى دوزخ مىفرمايد : آنان را از روى چهره‌ها و كبودى چشمان و سياهى صورتهايشان بگيريد ، از موى جلو سرشان بگيريد و در پايين‌ترين بخش جهنّم بيفكنيد ! كه اينان نسبت به دوستان حسين سخت‌گيرتر از پدرانشان
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 834 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى