تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
شريف و شجاع حافظ او بودند .
و إلى الجدار و صفحة الباب التجت * بنت النبيّ فأسقطت ما تحمل
ولى دختر پيامبر به ديوار و تختهء در پناهنده شد و كودك خود را سقط كرد !
سقطت و أسقطت الجنين و حولها * من كلّ ذي حسب لئيم جحفل
بر زمين افتاد و كودكش را سقط نمود در حالى كه اطرافش را عدّه‌اى پست و فرومايه گرفته بودند ،
هذا يعنّفها و ذاك يدعّها * و يردّها هذا و هذا يركل
اين يكى بر او فشار مىآورد و آن يكى او را پرت مىكرد و اين يكى او را برمىگردانيد و ديگرى بر او لگد مىزد !
و أمامها أسد الاسود يقوده * بالحبل قنفذ هل كهذا معضل
در مقابلش قنفذ ، شير شيران را با ريسمان مىكشيد . آيا مشكلى چون اين مشكل هست ؟ !
و لسوف تأتي في القيامة فاطم * تشكو إلى ربّ السماء و تعوّل
و به زودى فاطمه وارد صحراى قيامت خواهد شد و نزد پروردگار آسمان شكايت و زارى خواهد كرد ،
و لترفعنّ جنينها و حنينها * بشكاية منها السماء تتزلزل « 1 »
كودكش را روى دست بلند مىكند و فرياد برمىكشد و به گونه‌اى شكوه مىكند كه آسمان به لرزه مىافتد . 12 - علّامه سيّد محمّد ، فرزند حجّة الاسلام سيّد جمال هاشمى ( 1 )
شعّت فلا الشمس تحكيها و لا القمر * زهراء من نورها الأكوان تزدهر
آنچنان درخشيد كه نه خورشيد و نه ماه نمىتوانند گوياى درخشش او باشند ، زهرا كه هستىها از نور او مىدرخشد ،
بنت الخلود بها الأجيال خاشعة * أم الزمان إليها تنتمي العصر
دختر جاودانه‌اى كه نسلها در مقابلش فروتنى مىكنند ، مادر [ نمونه ] هر زمانه‌اى كه
هامش
( 1 ) « التحصيل في ايّام التعطيل » ، 251 و « فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد » ص 677 .