آيا از روى نادانى روشنى را با تاريكى برابر مىسازى ، تو در اين گفتارت جز دروغگوى ياوهسرايى بيش نيستى .
( 1 )
بنت النبيّ الذي لو لا هدايته * ما كان للحقّ لا عين و لا أثر
دخت پيامبرى كه اگر راهنمايىاش نبود نه حقّى بود و نه اثرى از آن به چشم مىخورد .
هي الّتي ورثت حقّا مفاخره * و العطر فيه الّذي في الورد مدّخر
او همان كسى است كه به راستى وارث مفاخر آن حضرت است ، آنچه كه در گل ذخيره شده در عطر وجود دارد .
في عيد ميلادها الأملاك حافلة * و الحور في الجنّة العليا لها سمر
در جشن زاد روزش فرشتگان مجلسآرا بودند و حوريان در بهشت از آن داستان مىگفتند .
تزوّجت في السماء بالمرتضى شرفا * و الشمس يقرنها في الرتبة القمر
عقد او با حضرت على مرتضى در آسمان خوانده شد ، آرى ماه با خورشيد هم رتبه گشت .
على النّبوّة أضفت في مراتبها * فضل الولاية لا تبقي و لا تذر
او در مراتب خويش بر درجات نبوت نيز بالا رفت ( فرشتگان با او سخن مىگفتند ) ، و از فضل ولايت چيزى كم نداشت .
أمّ الأئمّة من طوعا لرغبتهم * يعلو القضاء بنا أو ينزل القدر
مادر امامان است ، همان كسانى كه به خاطر پيروى از خواسته آنان ، قضاى الهى بر ما بالا مىرود و يا قدر پايين مىآيد و نازل مىشود .
قف يا يراعي عن مدح البتول ففي * مديحها تهتف الألواح و الزبر
اى قلم از نگارش مدح فاطمه عليها السّلام بازبايست كه كتابها تمامى ، گوياى مدح اويند .
و ارجع لتستخبر التاريخ عن نبأ * قد فاجأتنا به الأنباء و السير
و براى دستيابى و كشف خبرى كه ديگر خبرها و داستانها و رويدادها را بر ما ناگوار ساخته به تاريخ مراجعه كن .
هل أسقط القوم ضربا حملها فهوت * تأنّ ممّا بها و الضلع منكسر
آيا واقعا آن مردم او را چنان كتك زدند كه كودكش را سقط كرد ؟ و آيا بر اثر فشارى كه بر او وارد شد ، به زمين افتاد و پهلويش شكست ؟