ارث بردن بدون خويشاوندى ، و حكومت بدون راهنمايى ، و داورى بدون مشورت و هدايت ،
رزايا أرتنا خضرة الافق حمرة * و ردّت اجاجا طعم كلّ فرات
حوادث ناگوارى كه سبزى افق را در چشم ما سرخ كرد و هر آب گوارايى را به كاممان تلخ نمود .
و ما سهّلت تلك المذاهب فيهم * على الناس إلّا بيعة الفلتات
اين راههاى باطل را جز همان بيعتهاى حساب ناشده ديگر چيزى ايجاد نكرد .
و ما قيل أصحاب السقيفة جهرة * بدعوى تراث في الضلال نتات
گفتار ياران سقيفه كه آشكارا مدّعى ميراث پيامبر شده به گمراهى رفتند ، چه بود ؟
و لو قلّدوا الموصى إليه امورها * لزمّت بمأمون من العثرات
اگر امور دين را در اختيار وصيّ رسول خدا قرار داده بودند ، بىلغزش و اشتباه پيش مىرفت .
أخى خاتم الرسل المصفّى من القذى * و مفترس الأبطال في الغمرات
جانشين رسول خدا كه برادر خاتم پيامبران و پاك از آلودگيها و شكست دهندهء قهرمانان در جنگهاى دشوار بود .
فإن جحدوا كان الغدير شهيده * و بدر و احد شامخ الهضبات
اگر منكر شوند ، غدير خم و بدر و بلنديهاى كوه احد ، گواه اوست .
و آي من القرآن تتلى بفضله * و إيثاره بالقوت في اللزبات
و آياتى از قرآن مجيد كه در فضيلت او خوانده مىشود و سخن از ايثار او دارد كه غذاى خود را در شرايط تنگدستى به ديگران داد . « 1 »
اين قصيده معروف به « تائيّهء » دعبل است و - به قول ابو الفرج اصفهانى - از بهترين اشعارى است كه در مدح اهل بيت سروده شده است ، و اين همان قصيدهاى است كه وى در حضور حضرت رضا عليه السّلام قرائت كرد و حضرت آن قدر گريست كه از حال رفت و خادم حضرت به او اشاره كرد كه ساكت شود و اين مطلب را چندين بار تكرار كرد ، خداوند او را ، از امامان عليهم السّلام پاداش خير دهد .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 49 ص 246 .