( 1 ) 10 - اديب بزرگوار ، شيخ صالح كوّاز حلّى رحمه اللّه
الواثبين لظلم آل محمّد * و محمّد ملقى بلا تكفين
كسانى كه به قصد ستم بر خاندان حضرت محمّد از جا جستند ، در حالى كه هنوز حضرت كفن ناشده در بستر افتاده بود ،
و القائلين لفاطم آذيتنا * في طول نوح دائم و حنين
و كسانى كه به فاطمه گفتند : تو در اين گريه و نوحهسرايى طولانى و هميشگى ما را آزار مىدهى !
و القاطعين أراكة كي ما تقي - * ل بظلّ أوراق لها و غصون
و كسانى كه درخت اراك را بريدند تا فاطمه عليها السّلام در زير سايهء شاخ و برگ آن نيارامد .
و مجمّعي حطب على البيت الّذي * لم يجتمع لولاه شمل الدين
و گردآورندگان هيزم بر در خانهاى كه اگر آن خانه نبود تاروپود دين گردآورى نمىشد .
و الداخلين على البتولة بيتها * و المسقطين لها أعزّ جنين
واردشوندگان بر خانه حضرت زهرا و كسانى كه گرامىترين كودك را از او سقط كرده و كشتند ،
و القائدين إمامهم بنجادة * و الطهر تدعو خلفهم برنين
كسانى كه رهبر خود را با طناب كشيده بردند در حالى كه فاطمهء پاك پشت سرشان ناله مىزد و فرياد مىكرد :
خلّوا ابن عمّى أو لأكشف في الدعا * رأسي و أشكو للإله شجوني
دست از پسر عمويم برداريد و گرنه براى نفرين سرم را برهنه كرده از اندوه خود به خداوند شكايت خواهم برد !
ما كان ناقة صالح و فصيلها * بالفضل عند اللّه إلّا دوني
ارزش ناقهء صالح و بچّه او در نزد خداوند از من بيشتر نيست !
و رنت إلى القبر الشريف بمقلة * عبرى و قلب مكمد محزون
با اشك چشم و قلب شكسته و غمبار ناله كنان به سوى قبر رسول خدا روى آورده گفت :
أبتاه هذا السامريّ و عجله * تبعا و مال الناس عن هارون
اى پدر ! اين ، سامرى و او ، گوسالهاش مىباشد كه به دنبال او به راه افتاده و مردم از هارون