بر عهده گرفت ، آن بود كه حضرت زهرا صدّيقه است و او را بايد صدّيق غسل دهد ، چنان كه حضرت مريم را حضرت عيسى عليه السّلام غسل داد .
و نيز فرمود : امير المؤمنين ، سه بار و پنج بار بر بدن آن حضرت آب ريخت و در پنجمين بار مقدارى كافور ريخته گفت : خداوندا ! اين كنيز تو و دختر رسول و برگزيدهء تو از ميان آفريدگانت مىباشد . خداوندا ، حجّت وى را بر او تلقين نما ! برهانش را بزرگ و درجهاش را رفيع و و الا قرار ده و او را در كنار حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جاى ده ! ( 1 ) از زيادتى حنوط رسول خدا او را حنوط كرد و اين همان حنوطى بود كه جبرائيل آورده و رسول خدا فرموده بود : يا على و يا فاطمه ! اين حنوط بهشتى است كه جبرائيل برايم آورده ، به شما سلام رسانده مىگويد : آن را تقسيم كنيد ! مقدارى از آن من و بقيّه از آن شما دو نفر باشد ! فاطمه عليها السّلام عرض كرد : يك سوم آن از شما باشد و بقيّه به نظر على عليه السّلام است كه هر چه صلاح دانست ، انجام دهد ! رسول خدا گريسته او را در آغوش گرفت و فرمود : تو موفّق ، رشيده ، هدايت شده و الهام شده هستى . يا على در مورد بقيّه نظرت را بگو ! على عليه السّلام فرمود : نيمى از آن مال خود زهرا و نصف ديگر از آن هر كس كه شما بفرماييد . حضرت فرمود : آن هم مال تو باشد ! على عليه السّلام حضرت زهرا را در هفت پارچه كفن كرد و پيش از آنكه بند كفن را ببندد صدا زد : اى امّ كلثوم ! اى زينب ! اى فضّه ! اى حسن ! و اى حسين ! بياييد و از مادرتان بهره بگيريد ! كه لحظهء جدايى فرا رسيده است و ديدار در بهشت خواهد بود . حسنين عليهما السّلام جلو آمده مىگفتند : آه و افسوس هميشگى از فقدان جدّمان حضرت محمّد مصطفى و مادرمان فاطمهء زهرا عليها السّلام ، هنگامى كه جدّمان را ملاقات كردى ، سلام ما را برسان و به آن حضرت بگو : ما پس از تو در دنيا يتيم شديم ! امير المؤمنين مىفرمايد : من گواهى مىدهم كه در آن لحظه فرياد و نالهء فاطمه بلند شد ، دستهاى خود را دراز كرده حسنين را در آغوش كشيد و به آهستگى به سينه چسباند . در اين هنگام سروش غيبى صدا زد : اى ابو الحسن ، آن دو را از روى سينهء زهرا بردار ! به خدا سوگند فرشتگان آسمان را به گريه انداختهاند . حضرت آن دو را
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 766
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٧٦٦