مصطفى ! اى دختر گرامىترين كسى كه زنان به او باردار شوند ! اى دختر بهترين كسى كه قدم بر روى زمين گذارده ! اى دختر كسى كه به پروردگارش به اندازهء دو تير كمان يا كمتر از آن نزديك شد ! پاسخى نداد . وارد خانه شده روپوش از رويش برداشتم ، در اين هنگام ديدم كه حضرت به شهادت رسيده و جان به جان آفرين تسليم كرده است . پايدار و ستمديده در پيشگاه خدا مأجور بود و بين مغرب و عشا از دنيا رفت . در حالى كه خود را بر روى آن حضرت انداخته ايشان را مىبوسيدم ، چنين مىگفتم : اى فاطمه ! هنگامى كه به خدمت پدرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيدى ، سلام مرا به آن حضرت برسان ! در اين هنگام ، حسنين عليهما السّلام وارد خانه شده فهميدند كه مادرشان فوت كرده است . حسن عليه السّلام خود را بر روى مادر انداخته او را مىبوسيد و مىگفت :
اى مادر ! با من سخن گوى پيش از آنكه روح از بدنم جدا شود ! و حسين پاى مادر را مىبوسيد و مىگفت : اى مادر ! من پسر تو حسينم ، و پيش از آنكه قلبم پاره شود و بميرم ، با من سخن بگو ! بعد به مسجد رفته پدرشان را از شهادت مادرشان آگاه كردند . امير المؤمنين عليه السّلام به منزل آمده مىگفت : اى دختر محمّد ! به چه كس خود را دلدارى دهم ؟ من خود را به تو دلدارى مىدادم ، پس از تو چه كسى موجب تسليت و دلدارى است ؟ خداوندا ! من از دختر پيامبرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم راضى هستم ، خداوندا ! او بىكس و تنهاست ، انيس او باش ! او از ما بريده و دور است ، به او پيوند زن و تنهايش مگذار ! او ستمديده است اى بهترين داوران ! برايش داورى كن ! امّ كلثوم در حالى كه چادرى بر سر انداخته از خانه بيرون آمد و فرياد مىزد :
اى بابا ! اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ! اكنون به راستى تو را از دست داديم به گونهاى كه ديگر ديدارى نخواهد بود .
شيون و فرياد در سوگ دختر پيامبر تمام مدينه را گرفته بود . مردم اطراف خانهء امير المؤمنين را گرفته منتظر خروج جنازه بودند . ابو ذر از خانه بيرون آمده خطاب به آنان گفت : برگرديد ! تشييع جنازهء دختر پيامبر تا امشب به تأخير افتاده است .
امير المؤمنين خود مشغول غسل دادن حضرت زهرا شد .
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : علّت آنكه خود حضرت على امر غسل دادن را
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 765
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٧٦٥