حضرت ترجيح داده است . مقصود از آنكه ابو العاص حضرت رسول را تصديق كرده آن است كه وى در گفتارى كه با آن حضرت داشته به راستى و درستى سخن گفته و در وعدهاى كه به آن حضرت پس از جنگ بدر داد كه زينب را از مكّه به مدينه بفرستد ، عمل كرده است . وى در بدر به همراه مشركان در جنگ با مسلمانان شركت داشت و مسلمانان او را اسير كردند و سپس با شفاعت حضرت رسول ، بدون آنكه فديهاى از او دريافت كنند ، وى را آزاد نمودند .
( 1 ) راوى اين خبر محمّد بن مسلم بن شهاب زهرى است كه ابن ابى الحديد او را از كسانى مىداند كه نسبت به علىّ بن ابى طالب عليه السّلام بغض و كينه داشته بر اين اساس بيهوده گويى و دروغ و تهمت در سراسر حديثش مشاهده مىشود . « 1 » آيا اين امير المؤمنين على عليه السّلام نخستين كسى نبود كه به حضرت رسول ايمان آورد و در تمام سخنانش ايشان را تصديق نمود و هر آنچه داشت در راه حضرتش بخشيد ؟ و با داشتن چنين موقعيّتى آيا مىتوان گفت كه پيامبر اكرم ، ابو العاص را بر آن حضرت ترجيح داده است ؟ و آيا مىشود پذيرفت كه مسوّر بن مخرمه از حضرت زين العابدين و سيّد السّاجدين بهتر رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهرا عليهم السّلام را مىشناخته تا اينكه داستان خواستگارى حضرت على از دختر أبو جهل را براى حضرت سجّاد روايت كند ؟ نه ، بلكه شيطان ، دشمنان امير المؤمنين على عليه السّلام را ملاك و اساس كارش قرار داده و در سينهء مخالفان تخم اين دشمنى را نهاده است ، و بعد جوجهء به درآمده از آن تخم به راه افتاده در دامنشان رشد و نمو نموده و از زبان آنان سخن گفته و با ديدگان آنان نگريسته است .
اكنون به بخشى از گفتههاى برخى از دانشمندان اهل سنّت بنگريد :
ابن حجر گويد : در صحيح مسلم اين حديث آمده كه على بن ابى طالب از دختر ابو جهل خواستگارى كرد . مسوّر گويد : اوايل بلوغم بود كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : ( حديث را ذكر مىكند ) . مأخذ اين حديث مشكل است زيرا مورّخان در اين مطلب اختلافى ندارند كه تولّد او پس از هجرت بوده است و داستان
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 102 .