روايت هيچ دليل ديگرى جز همين مطلب كه كرابيسى اين دشمن سرشناس و مشهور اهل بيت و منكر فضايل ايشان آن را نقل كرده وجود نداشت ، همين يك دليل خود كفايت مىكرد . به علاوه شواهد و قرائن ديگرى نيز بر ضعف و جعل اين روايت وجود دارد ، زيرا اين روايت گوياى آن است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين عمل را نكوهش كرده رسما بر بالاى منبر آن را زشت شمرده است با اينكه گرفتن چهار زن در اسلام اشكالى ندارد و حرام نيست و هيچگاه رسول خدا كار مباح را زشت و منكر نمىشناسد و تصريح به نكوهش آن نخواهد كرد و نمىگويد اين كار مباح ، آن حضرت را آزار مىدهد ، خداوند متعال شخصيّت والاى آن حضرت را از اين گونه رفتار و از هر گونه كاستى و كژى برتر و والاتر دانسته است و اگر بر فرض به مقتضاى طبع از جمع كردن بين دخترش و ديگر زنان « 1 » نفرت مىداشت ، نمىبايست بر زبان جارى كند و سپس در اين انكار و نكوهش مبالغه كرده آن را بر بالاى منبر و در حضور همهء مردم اعلان دارد ، هر چند كه از اين عمل به شدّت ناراحت شده باشد ، زيرا آن بزرگوار از حلم و بردبارى فوق العادهاى برخوردار بود و خداوند او را به « دارندهء خلق نيكو و آداب بزرگوارانه » توصيف كرده بود . بر فرض ناراحتى از على عليه السّلام آيا بهتر نبود كه اين مطلب را به طور خصوصى و مخفيانه به امير المؤمنين گوشزد كرده با گفتارى لطيف و محبّتآميز او را پنهانى نكوهش نموده از اين كار بازمىداشت ؟
( 1 ) مأمون عبّاسى ، با اينكه از هيچ جهت قابل مقايسه با رسول خدا نيست ، دخترش را به حضرت جواد الائمه مىدهد او را به خانهء حضرت مىفرستد و بعد مقدّمات سفر او
هامش
( 1 ) علّامه سيّد محسن امين در « المجالس السنيّة » ، ج 2 ص 127 مىنويسد : روى چه حساب راويان اين خبر دختر أبو جهل را به اين شرافت و كرامت اختصاص دادهاند و چرا اين نسبت را براى غير دختر او قائل نشدند ؟ ! آيا اين نسبت به خاطر آن بود كه وى از جمال و زيبايى بيشترى برخوردار بود ، به طورى كه هيچ يك از ديگر دختران جوان عرب به مانند او نبودند ؟ نه ، بلكه از آن جهت بوده كه بيشتر بتوانند بر آن حضرت ايراد و عيب بگيرند و شخصيّت آن حضرت را لگدمال كنند و بگويند كه آن حضرت فقط به منظور ناراحت كردن رسول خدا خواسته دختر دشمن درجه يك آن حضرت را بر دختر آن حضرت ترجيح دهد و هدفى جز به خشم درآوردن رسول خدا نداشته است .