دين و بزرگترين حقوق مسلمانان است . مؤيّد اين مطلب فرمودههايى است كه حضرت در آخر خطبهاش فرمود : « آنچه را كه گفتم ، در عين حال كه مىدانستم شما مرا يارى نخواهيد كرد و تنها خواهيد گذاشت ، گفتم . . . . » « 1 »
و همين يك خطبه بهترين دليل و شاهد بر كفر و نفاق آنهاست . . . . « 2 »
( 1 ) 3 - انديشمند برجسته و نابغهء بزرگوار عبد الزّهراء عثمان محمّد گويد : چه بسا برخى بر اين جهتگيرى حضرت زهرا ايراد گيرند و بگويند : چرا آن حضرت براى مطالبهء فدك اين چنين سختگيرى كرد و آن همه اصرار و پافشارى داشت . اگر انگيزهء مهمترى نداشت نمىبايست بدين گونه سرسختانه تنها به خاطر فدك اقدام و مطالبه كند .
به خاطر روشن كردن حقايقى كه باعث شد حضرت زهرا فدك را مطالبه كند ، چند نكته را يادآورى مىكنيم :
1 - حضرت ملاحظه فرمود كه جلو انداختن مسألهء فدك فرصتى طلايى براى بيان نظريهاش دربارهء حكومت و خلافت مىباشد و بر آن حضرت لازم بود كه اين نظر صريح را در مقابل تودههاى مردم اظهار كند و مسألهء فدك مقدّمات كار را برايش فراهم ساخته بود بنابراين ، در مسجد پيامبر كه مركز خلافت بود ، حاضر شده بىپرده و صريح بدون هيچ ابهام و پيچيدگى نظرياتش را بيان كرد .
2 - تصريح به اينكه حضرت على براى رهبرى امّت اسلامى پس از رسول خدا بيش از همه شايستگى دارد و اين مسأله را در خطبهاى كه در مسجد پيامبر جلو ديدگان حضّار ايراد فرمود ، روشن و واضح ساخت ، در حالى كه همگان مىشنيدند و شاهد بودند و سردمداران جديد حكومت نيز حضور داشتند . حضرت در ضمن گفتارش چنين فرمود : « يا اينكه شما نسبت به عموم و خصوص قرآن از پدرم و پسر عمويم آگاهتر و داناتريد ؟ ! » و با اين سخن : « و كسى را كه براى قبض و بسط
هامش
( 1 ) ادامهء گفتار حضرت چنين بود : . . . انديشههاى ناروايى كه شما را گيج كرد و نيرنگى كه دلهايتان را فرا گرفته است ، امّا اينها آه سردى بود كه از دل برآمد و جوشش سينه و خروش خشم و ارائهء حجّت و اتمام دليل بود .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 8 صص 128 - 127 ، چاپ كمپانى .