( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مىنويسد : از علىّ بن فارقى استاد مدرسهاى ( حوزه علميهاى ) در غرب بغداد پرسيدم : آيا فاطمه راستگو بود ؟ گفت : آرى .
گفتم : پس چرا أبو بكر فدك را به او نداد با اينكه او را راستگو مىدانست ؟ ! وى تبسّمى كرده با همان وقار و ادب و متانتى كه داشت ، سخنى لطيف و زيبا بر زبان جارى ساخته چنين گفت : آرى ، اگر آن روز به صرف ادّعايش فدك را به او مىبخشيد فردا مىآمد و براى شوهرش مدّعى خلافت مىشد و او را از مسند حكومتش پايين مىكشيد و ديگر نمىتوانست در مقابل او بهانه و عذرى داشته باشد .
زيرا خودش او را در هر گونه ادّعايى كه كند ، تصديق كرده هيچ گونه بيّنه و شاهدى از او نخواسته است .
و اين حرف درستى است ، هر چند كه وى از روى شوخى و مزاح گفت . « 1 »
به خاطر اين جهات بود كه حضرت زهرا عليها السّلام از منزل بيرون آمده به سوى مسجد پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفته تا حقّ خود را بازستاند . او به خانهء أبو بكر نرفت تا درگيرى و گفتگو فقط بين او و أبو بكر باشد ، بلكه بهترين مكان يعنى مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را برگزيد كه در آن روز مركز اسلام و محلّ اجتماع مسلمانان و جايى براى اتمام حجّت و احقاق حق بود ، همان گونه كه زمان مناسبى را نيز انتخاب كرد تا مسجد پر از جمعيّت باشد و تمام طبقات مردم از مهاجر و انصار در آنجا حضور داشته باشند و نيز خودش هم تنها به مسجد نرفت ، بلكه عدّهاى از زنان بنى هاشم را هم با خود برده در وسط آنان قرار گرفته گويا در مسيرى پر از زن ، بدون اينكه با مردى برخورد داشته باشد ، حركت كرد و پيش از رفتن به آنجا دستور داد جايگاه مخصوصى برايش فراهم كرده پردهاى بياويزند تا او كه پارهء تن رسول خدا و افتخار پردهنشينان و بانوى حجاب داران است ، در آن جايگاه قرار گيرد . و از آنجا با أبو بكر كه آمادهء شنيدن دلايل و احتجاجات بانوى زنان جهانيان و دختر فصيحترين گويندهء عرب و اعلم زنان جهان است ، سخن گويد و به محاجّه و محاكمه بپردازد .
وى بدون اينكه از پيش متنى را براى سخنرانىاش آماده ساخته باشد ، به ايراد
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 16 ص 284 .