نمىرسد و نمىتواند در آن شرايط پيروز شود و آن اراضى را از دست غاصبان پس گيرد ؟ اينها تصوّرات و پندارهايى است كه ممكن است در اطراف اين موضوع به ذهنها خطور كند .
اوّل : هنگامى كه زورمندان اموال حضرت زهرا را مصادره كرده آن را در اختيار دولت ( به اصطلاح جديد ) گذاردند ، هدفشان تضعيف جناح اهل بيت بود . آنها مىخواستند جنگى اقتصادى با على عليه السّلام به راه انداخته دست او را از اموال و امكانات مادّى تهى كنند تا كسى اطراف او را نگيرد و در زمينهء مسائل اقتصادى موقعيّت و شأنى نداشته باشد « 1 » و اين همان سياستى است كه منافقان در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مقابله با آن حضرت در پيش گرفتند ، در آن هنگام گفتند : لا تنفقوا على من عند رسول اللّه حتّى ينفضّوا . « 2 »
دوم : زمينهاى فدك كمفايده و بىثمر نبوده بلكه توليدات كشاورزى قابل توجّهى داشت و به گفتهء ابن ابى الحديد نخلستانهاى فدك به اندازهء نخلستانهاى كوفه در قرن ششم ( در زمان زندگى ابن ابى الحديد ) بود . و علّامه مجلسى رضوان اللّه عليه از كتاب « كشف المحجّه » سيّد بن طاووس نقل مىكند كه عوايد و درآمد فدك هر سال بيست و چهار هزار دينار و در روايتى ديگر هفتاد هزار دينار بود و شايد اين اختلاف در رقم درآمد ، مربوط به سالهاى مختلف است و به هر حال ، از اين ثروت فراوان نمىشود بىجهت چشمپوشى كرد و در مقابل غاصب و ظالم از آن سخن نگفت .
سوم : حضرت پس از مطالبهء فدك ، خلافت و حكومت شوهرش علىّ بن ابى طالب را مطالبه مىكرد ، همان ولايت و حكومت گستردهاى كه پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داشت .
هامش
( 1 ) علّامه مجلسى گويد : علّامه در كتاب كشكولى كه به او منسوب است از مفضل بن عمر روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هنگامى كه أبو بكر زمام امر خلافت را در دست گرفت ، عمر به او گفت : اين مردم بندگان دنيايند و چيزى غير از دنيا نمىخواهند . تو على و خانوادهاش را از خمس و فىء و فدك منع كن ! پيروان و هواداران او وقتى از اين باخبر شوند ، على را رها مىكنند و به خاطر رغبت در دنيا و حرص و تمايل شديد به آن ، به تو روى مىآورند . . . . ( بحار الأنوار ، ج 8 ص 104 ، چاپ كمپانى )
( 2 ) منافقون ( 63 ) : 7 .