ناروا و سخن نامناسبى گفتهاى . آيا عمدا كتاب خدا را كنار گذاشته و پشت سرتان انداختهايد در آنجا كه گويد : « سليمان از داوود ارث برد . » و در آنجا كه داستان يحيى بن زكريّا را بازگو مىكند و مىگويد : « پروردگارا ! از سوى خودت جانشينى به من ببخش كه از من و از خاندان يعقوب ارث ببرد ! » و نيز فرموده : « خويشاوندان برخى نسبت به برخى ديگر در كتاب خداوند اولى و مقدّم مىباشند . » و نيز فرموده : « خداوند دربارهء فرزندانتان به شما سفارش مىكند كه پسر دو برابر دختر سهم ببرد . » و نيز فرموده : « اگر مالى را از خود بر جاى گذاشت براى پدر و مادر و خويشاوندان به گونهء خير و شناخته شده و معروف وصيّت كند و اين براى پرهيزكاران كارى درست و شايسته است . » شما پنداشتهايد كه من بهرهاى نداشته از پدرم ارث نمىبرم و هيچ رابطه و پيوندى بين ما نيست .
( 13 ) أ فخصّكم اللّه بآية اخرج منها ابى ؟ ام هل تقولون اهل ملّتين لا يتوارثان و لست انا و ابى من اهل ملّة واحدة ؟ ! ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابى و ابن عمّى ، فدونكها مخطومة مرحولة ، تلقاك يوم حشرك ، فنعم الحكم اللّه ، و الزّعيم محمّد و الموعد القيامة و عند السّاعة ما تخسرون و لا ينفعكم اذ تندمون ،
لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ
مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ *
« 1 » ( 1 ) ( 13 ) آيا خداوند اختصاصا براى شما آيهاى فرستاده كه پدرم را از آن [ قانون كلّى ارث ] استثنا كرده باشد ؟ و يا اينكه مىگوييد اهل دو ملّت از يكديگر ارث نمىبرند و من و پدرم اهل يك ملّت و آيين نيستيم ؟ ! و يا شما خود را نسبت به عامّ و خاصّ قرآن از پدر و پسر عمويم داناتر مىدانيد ؟ پس اين - شما و اين فدك كه - همچون شتر مهار كشيده و بار كرده در اختيار شما باشد و روز واپسين و رستاخيز تو و آن ( فدك ) با هم روبرو خواهيد شد [ حساب پس مىدهى ] . خداوند بهترين داور ، محمّد بهترين رهبر و قيامت هنگامهء وعده و قرار است . در آن روز زيانى كه
هامش
( 1 ) قسمت اول اقتباس از سورهء انعام ( 6 ) : 67 و قسمت اخير اقتباس از سورهء هود ( 11 ) : 39 مىباشد .