الاهاويل مصونة و بنهاية العدم مقرونة ، علما من اللّه تعالى بمآئل الامور ، و احاطة بحوادث الدّهور ، و معرفة بمواقع المقدور .
( 1 ) ( 3 ) و گواهى مىدهم كه پدرم محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بنده و رسول اوست ، پيش از آنكه به او مأموريت دهد ، وى را برگزيد و برترى و شرافت بخشيد و قبل از پديد آوردنش او را نام نهاد « 1 » و قبل از آنكه او را مبعوث كند ، او را برگزيده است ؛ در آن هنگام كه آفريدگان در پس پردهء غيب مكتوم و در پشت پردههاى ترسناك « 2 » نگهدارى شده و در كنار مرز نيستى به سر مىبردند . چون خداوند نتيجه و پيامد كارها را مىدانست و به رويدادهاى روزگاران احاطه داشت و به زمان وقوع مقدّرات و كارهاى شدنى آشنا بود .
( 2 ) ( 4 ) ابتعثه اللّه تعالى اتماما لامره ، و عزيمة على امضاء حكمه و انفاذا لمقادير حتمه ، فراى الامم فرقا في اديانها ، عكّفا على نيرانها ، عابدة لأوثانها ، منكرة للّه مع عرفانها ، فأنار اللّه بمحمّد صلّى اللّه عليه و آله ظلمها و كشف عن القلوب بهمها ، و جلّى عن الابصار غممها ، و قام في النّاس بالهداية و انقذهم من الغواية و بصّرهم من العماية ، و هداهم الى الدّين القويم و دعاهم الى الطّريق المستقيم .
( 4 ) خداوند او را براى اتمام و اكمال فرمانش و ارادهء حتمى بر اجراى احكام و دستوراتش و لازم الاجرا بودن مقدّرات و قوانين حتمى خود مبعوث كرد ، آن حضرت امّتها را با اينكه داراى اديانى بودند ، به حالت پراكنده و فرقه فرقه مشاهده فرمود ، در حالى كه اطراف آتشهاى برافروختهء خود را گرفته بتهايشان را مىپرستيدند و با اينكه [ فطرتا ] خداوند را مىشناختند ، منكر او بودند . خداوند گمراهى [ و تاريكيهاى درونى ] ايشان را به وجود
هامش
( 1 ) سيوطى در كتاب « الاتقان » ج 2 ص 141 گويد : ابن ابى حاتم از عمرو بن مرّه روايت كرده است كه : پنج نفر پيش از آنكه موجود شوند ، نامگذارى شدند : يكى حضرت محمّد بود كه حضرت عيسى به وجود او بشارت داده گفت : و بشارت دهنده هستم به پيامبرى كه پس از من مىآيد و اسمش احمد است . . . .
( 2 ) شايد مقصود از پرده ، نيستى يا حجابهاى اصلاب و ارحام باشد ، و اينكه آنها را نسبت به « اهاويل » داده به خاطر وجود موانع و عوامل بازدارنده در اين حالت است . و شايد مقصود آن باشد كه آنان در آن حال از « اهاويل » و چيزهاى ترسآور مصون و محفوظ بودند زيرا ترس و هول پس از وجود به اشيا مىرسد و در حال نيستى ترس و وحشتى نيست و گفته شده : تعبير به « اهاويل » از قبيل تعبير از درجات عدم به ظلمتها و تاريكيهاست .