تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
( 1 ) الحمد للّه على ما انعم ، و له الشّكر على ما الهم ، و الثّناء بما قدّم ، من عموم نعم ابتدأها ، و سبوع آلاء اسداها و تمام منن والاها ، جمّ عن الاحصاء عددها ، و ناى عن الجزاء امدها و تفاوت عن الادراك ابدها ، و ندبهم لاستزادتها بالشّكر لاتّصالها و استحمد الى الخلائق باجزالها و ثنّى بالنّدب الى امثالها . ( 1 ) ( 1 ) سپاس خداوند را بر آنچه نعمت داده ، و شكر بر آنچه كه [ به جهت روشنى و بينايى ] در دل افكنده ، و ستايش به آنچه كه از پيش فرستاده است ، از نعمتهاى همگانى كه پيشاپيش [ قبل از درخواست و استحقاق بنده ] آغاز كرده و ريزش نعمتهايى كه به فراوانى فرستاده و هر گونه نعمتى كه ارزانى داشته است ، تعداد آنها از شمار فزون و از پاداش و مزد به دور و نهايتش از دسترسى بيرون است . مردم را براى فزونى بخشيدن نعمت و اتّصال و تداوم آن به شكرگزارى فرا خواند و از ايشان خواست كه به ستايش و حمد حضرتش بپردازند تا نعمتها را بر ايشان بيش از پيش مقدّر فرمايد و دوباره ايشان را به همانند آنها فرا خواند . ( 2 ) و اشهد ان لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له ، كلمة جعل الاخلاص تأويلها ، و ضمّن القلوب موصولها ، و انار في الفكر معقولها ، الممتنع من الابصار رؤيته ، و من الالسن صفته و من الاوهام كيفيّته ، ابتدع الاشياء لا من شىء كان قبلها و انشأها بلا احتذاء امثلة امتثلها ، كوّنها بقدرته ، و ذرأها بمشيّته من غير حاجة منه إلى تكوينها و لا فائدة له في تصويرها الّا تثبيتا لحكمته و تنبيها على طاعته و اظهارا لقدرته و تعبّدا لبريّته ، و اعزازا لدعوته ، ثمّ جعل الثّواب على طاعته ، و وضع العقاب على معصيته ، ذيادة لعباده عن نقمته و حياشة منه الى جنّته . ( 2 ) ( 2 ) و گواهى مىدهم كه جز « اللّه » خدايى نيست و يكتايى است كه شريكى براى او وجود ندارد ، « لا إله الا اللّه » كلمه‌اى است كه تأويلش را اخلاص قرار داده و « 1 » پيوندش را در دلها
هامش
( 1 ) علّامه مجلسى در ذيل اين كلمه گويد : مقصود از اخلاص آن است كه همهء اعمال را براى خداوند خالص نموده و ريا و هدفهاى فاسد را با آن مخلوط نكند و در هيچ يك از كارهايش به غير خداوند متعال توسّل نجويد . و تأويل كلمهء توحيد همين است . زيرا كسى كه يقين داشته باشد كه خالق و مدبّر خداوند است و در خدايىاش با كسى شريك نيست ، بر او لازم و سزاوار است كه در پرستش او كسى را شريك قرار ندهد و در هيچ كارى به غير او متوجّه نشود .